خانه سیاسی اندیشه های سیاسی آثار و لوازم توحيد در نظام سياسى‏

آثار و لوازم توحيد در نظام سياسى‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
70

اعتقاد و پايبندى به يگانگى خدا در شكل‏ گيرى فلسفه و نظام سياسى اسلام داراى پيام و آثار فراوانى است كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 انحصار حاكميت به خدا:
آفريدگار و مالك و صاحب اختيار انسان و همه آفرينش خدا است و لذا سلطه حقيقى و فرمانروايى مختص او مى‏ باشد و تن دادن به حاكميت و سلطه و ولايت ديگران (اگر به امر الهى و در راستاى ولايت و حاكميت الهى نباشد) شرك و غير سازگار با توحيد ربوبى است. لذا قرآن اطاعت از غير خدا را شرك معرفى مى‏ كند “و ان اطعتموهم انكم لمشركون. (انعام/ ۱۲۱).”
در فرهنگ قرآن در مواردى بر اطاعت و دنباله روى نام عبادت نهاده شده و اطاعت كنندگان غير خدا مشرك معرفى شده‏ اند. با اين بيان عبادت خدا را- كه روح و معناى توحيد است- مى‏ توان با تعبير عبوديت و اطاعت انحصارى خدا معرفى كرد و عبوديت و اطاعت غير خدا را شرك دانست چه در فرمان‏ هاى شخصى، چه در قوانين عمومى و چه در شكل و قواره نظام اجتماعى.
بنابر اصل توحيد انسان‏ها حق ندارند هيچ كس و هيچ چيز جز خدا را عبوديت و اطاعت كنند و تحكمات و تحميلاتى كه از طرف قدرت گونه‏ هاى تاريخ بشريت رفته غلط و برخلاف حق بوده است.
قرآن به توحيد ربوبى و عبادتى كه داراى تأثير عملى و پيام كاربردى فردى و اجتماعى بيشترى است به مراتب زيادتر از توحيد ذاتى و صفاتى تأكيد نموده و مى‏ توان با قاطعيت گفت در فرهنگ قرآن ولايت و سرپرستى جامعه اسلامى از هركس به جز خدا يا جانشين و تجلى بخشان حاكميت الهى، سلب شده است. و اقتضاء توحيد ربوبى آن است كه حاكميت و فرمانروايى غير او را شرك بدانيم.
در اسلام سرپرستى جامعه متعلق به خداى متعال است هيچ انسانى اين حق را ندارد كه اداره امور انسانهاى ديگر را بر عهده بگيرد اين حق مخصوص خداى متعال است كه خالق و منشى‏ء و عالم به مصالح و مالك امور انسانها، بلكه مالك امور همه ذرات عالم وجود است. خود اين احساس در جامعه اسلامى چيز كم نظيرى است. هيچ قدرتى، هيچ شمشير برايى، هيچ ثروتى حتى هيچ قدرت علم و تدبيرى به كسى اين حق را نمى‏ دهد كه مالك و تصميم گيرنده درباره سرنوشت انسانهاى ديگر باشد. اين حق متعلق به خداست.

مشروعيت الهى:
مشروعيت گرچه از ريشه شرع است، لكن يك اصطلاح دينى صرف نيست بلكه به عنوان يك اصطلاح سياسى، به معناى توجيه عقلانى حاكميت و يا بيان كننده حق آمريت و حاكميت به كار مى‏ رود. درباره مشروعيت و مبناى حقانيت حكومت تئورى‏هاى مختلفى بيان شده و هر فلسفه‏ سياسى متناسب با مبانى خود، ديدگاه ويژه‏ اى را ارائه كرده است،  اما در جهان بينى توحيدى هيچ حكومت و حاكميت و سلطه‏ اى مشروعيت و حقانيت نمى‏ يابد مگر آنكه منصوب و مأذون از طرف خدا و در راستاى ولايت و حاكميت الهى باشد.
… خداى متعال اين ولايت و حاكميت را از مجارى خاصى اعمال مى‏ كند، يعنى آن وقتى هم كه حاكم اسلامى و ولى‏ امر مسلمين چه بر اساس تعيين شخص (آن چنان كه طبق عقيده ما در مورد اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام تحقق پيدا كرد) و چه بر اساس معيارها و ضوابط انتخاب شد، وقتى اين اختيار به او داده مى‏ شود كه امور مردم را اداره بكند باز اين ولايت خدا است اين حق، حق خداست و اين قدرت و سلطان الهى است كه بر مردم اعمال مى‏ شود. آن انسان- هر كه و هر چه باشد- منهاى ولايت الهى و قدرت پروردگار هيچ گونه حقى نسبت به انسانها و مردم ديگر ندارد. خود اين يك نكته بسيار مهم و تعيين كننده در سرنوشت جامعه اسلامى است.
عبوديتِ يكسانِ همه موجودات در برابر خدا مستلزم آن است كه هيچ يك از بندگان خدا خود سر و مستقل حق تحكم و فرمانروايى بر بندگان ديگر نداشته باشد (نفى طاغوت) و زمامدار و مدير و مدبر امور زندگى انسان‏ها فقط كسى باشد كه خدا خود به حكومت برگزيده است يا به شخص مانند امامان معصوم (ع) و يا به علائم و ملاك‏ها مانند حاكم اسلامى در زمان غيبت امام معصوم (ع).
حق ولايت و سرپرستى جامعه و زمامدارى زندگى انسان را نيز از هر كسى به جز خدا نفى مى‏ كند … حكومت و زمامدارى انسان حق ويژه‏ ى خدا است كه به وسيله منصوبان خدا- آنان كه بامعيارها و الگوهاى تعيين شده در ايدئولوژى الهى از همه كس منطبق ‏ترند- به مرحله تحقق در مى‏ آيد و به وسيله آنان نظام الهى پاسدارى و مقررات الهى اجرا مى‏ گردد.

انحصار قانون گذارى به خدا:
يكى از لوازم مهم جهان بينى توحيدى اختصاص و انحصار جعل قانون به خداست. توحيد صلاحيت طراحى و كارگردانى و قانونگذارى را مختص خدا و بخشى از حاكميت الهى دانسته و متابعت احكام و قوانين ديگران را ممنوع و شرك مى‏ داند.
آفريدگارى و سيطره تكوينى خدا مستلزم آن است كه زمام قانونگذارى و تشريع نيز در قبضه اقتدار و اختيار او باشد و همگان (همه موجودات داراى شعور كه مى‏ توان براى آنان قانون و شرع وضع كرد) ملزم به تبعيت از قانون خدا باشند (الوهيت انحصارى) دانش بى پايان خدا، مستلزم آن است كه صلاحيت تنظيم مقررات بشرى (كه ناگزير تابع نيازها و مصالح انسانهاست) در انحصار او باشد.
(توحيد) صلاحيت هر گونه طراحى و كارگردانى مستقل و خود سرانه در امور جهان و انسان از هر كس جز خدا (را) سلب مى‏ كند. به حكم آنكه آفريننده انسان آفريننده گيتى و طراح نظام پيوسته آن است به امكانات و نيازها نيز هم او واقف است، ذخائر و استعدادها و انرژي هاى نهفته در جسم و جان آدمى را و نيز گنجينه‏ ها و قابليت‏ هاى بي شمارِ پهنه گيتى را و ميزان كاربرد و مورد مصرف و چگونگى التقاء اين همه را او مى‏ داند و به نيكى مى‏ شناسد پس فقط او است كه مى‏ تواند شيوه زندگى و برنامه ارتباطات انسان را كه همان خط مشى حركت وى در چرخ و بر اين نظام تكوين است طرح ريزى كند و سيستم قانونى زندگى و قواره و نظام اجتماعى او را ترسيم نمايد.
ويژگى اين حق به خدا، نتيجه طبيعى و منطقى آفريدگارى و خداوندى اوست پس هرگونه دخالتى از سوى ديگران در تعيين مسير و خط مشى عملى انسانها، دست اندازى به قلمرو خدايى و ادعاى الوهيت و موجب شرك است.
حداقل شروط لازم براى قانون گذارى و ارائه برنامه شايسته نسبت به زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى انسان سه شرط است: اول اينكه احاطه علمى كامل و جامعى به همه ابعاد و نيازهاى انسان داشته باشد و كمال حقيقى و موقعيت انسان در جهان آفرينش و ارتباطات وى را به خوبى بشناسد و در معرض خطاو نسيان نباشد. دوم اينكه در قانون گذارى تنها مصالح و منافع انسان‏ها را مبنا و ملاك قرار دهد و تحت تأثير عوامل ديگر قرار نگيرد و بينش‏ ها و گرايش ‏هاى داخلى و عوامل خارجى مانند محيط، جهت‏ گيرى‏هاى سياسى- گروههاى فشار و …در تصميم ‏گيرى‏ها و ابلاغ دستور العمل‏ها دخالت نداشته باشند. سوم اينكه قوانين و احكام او الزام‏ آور باشد و عموم افراد نسبت به آن انقياد و تعبد داشته باشند و آيا چه كسى جز خدا داراى اين شرائط و ويژگى‏ ها مى‏ باشد؟

توحيد محور وحدت حقيقى:
استقرار و تداوم همراه با رشد و پويايى حكومت و نظام سياسىِ قدرتمند، نيازمند انسجام و وحدت همگانى است، چنان كه تشتت و تفرقه، بزرگترين آفتِ تهديد كننده يك حكومت، درهم شكننده قدرت سياسى و اقتدار ملى و زمينه ساز نفوذ انديشه‏ هاى انحرافى و سلطه قدرت‏هاى استعمارى است. اما وحدت و انسجام جامعه نياز به محور و عامل هماهنگ كننده دارد و در نظام سياسى اسلام نه منافع مشترك و نه دشمن واحد و نه حتى خاك نمى‏توانند ملاك وحدت حقيقى باشند، زيرا اينها موقت مى‏ باشند بلكه پشتوانه وحدت امت اسلامى، اعتقاد و ايمان به خداى بى همتا و مدبر عالم آفرينش است. توحيد حبل المتينى است كه افزون بر دستها و كارها، دلهاو انديشه‏ ها را با هم هماهنگ و همراه مى‏ سازد واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً و لاتفرقوا. (آل عمران/ ۱۰۳)
وحدت و انسجام در برنامه‏ هاى اجتماعى هماهنگى تشريع باتكوين و حركت به اقتضاء طبيعت و آفرينش است و به معناى وحدت و يكپارچگى همه جهان و خويشاوندى تمام اجزاء و عناصر آن است چون سلسله جنبان آفرينش يكى است و همگان از يك مبدأ و منشأاند و خدايان و آفرينندگان مختلف دست اندركار آفرينش و گردش جهان نبوده‏ اند. پس اين همه اجزاء يك مجموعه‏ اند و كل جهان يك واحد است و داراى يك جهت‏ گيرى … با اين بينش جهانِ پويا كاروانى است كه همه راهروان آن همانند حلقه‏ هاى زنجير بهم متصل‏ند و همچون اجزاء ريز و درشت يك دستگاه براى هم و در جهت واحد در كار و تلاش‏ند هر چيز با ملاحظه موضعش در كل اين ارگانيسم است كه معناى خود را مى‏ دهد و وظيفه‏ اش روشن مى‏ شود. پس همه در اين سير تكامل پوى، كمك كار و تكميل كننده ديگرانند و هر يك ابزارِ لازمى است در اين مجموعه، هر گونه توقف و تباهى و ركود و انحراف در هر يك از اين اجزاء موجب كندى و ناهنجارى و انحراف همه دستگاه است و بدين گونه پيوندى عميق همه اين ذرات را به يكديگر متصل مى‏ سازد.

توحيد، ضمانت اجراى قوانين و عامل استقامت:
بهترين نظام سياسى و حقوقى و كامل‏ترين برنامه بدون تمكين مردم و پشتوانه‏ اى كه ضمانت اجرايى قوانين باشد، كارايى نخواهد يافت. چنان كه تحمل مشكلات و مقاومت در برابر سختيها و موانع نيازمند انگيزه‏ اى فعال و شوق‏انگيز و تقويت كنند اراده همگانى مى‏ باشد و چه عامل و انگيزه‏اى قوى‏ تر و شوق آورتر از اعتقاد به خدايى كه مبدأ و مقصد انسان بوده و تدبير زندگى او را داراست و بر تمام صحنه‏ هاى زندگى و اعمال وى احاطه داشته و براى تمام آنچه انسان انجام مى‏ دهد نتيجه و عنايتى قرار داده است. قرآن ضمن آنكه مؤمنين را امر به استقامت مى‏ كند، آن را اميد به آينده درخشان معرفى كرده مى‏ فرمايد: و لا تهنوا فى ابتغاء القوم ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللَّه مالا يرجون و كان اللَّه عليماً حكيما. (نساء/ ۱۰۴)
فرق بين حكومت الهى و ضمانتهاى الهى با غير الهى اين است كه در ضمانتهاى الهى، ضمانت درونى است … اين خيلى امر مهمى است، بناى ولايت الهى بر هضم شدن در امر و نهى پروردگار است؛ درست نقطه مقابل سلاطين مادى، نقطه مقابل حكومتهاى مردمى حكومتهاى بشرى.
خدا باورى به دلها آرامش و طمأنينه، به قدم‏ها استوارى، به مبارزه و جهاد انگيزه، به انديشه‏ ها بصيرت، به حركت و نهضت عدالت خواهانه شور و هيجان، به پيوندها و ارتباطات استحكام، در برابر مشكلات وسختى‏ها قدرت مقاومت، به اعمال و رفتار جهت، به زندگى معنى و عشق، در برابر توطئه‏ها هوشيارى، در برابر وسوسه‏ هاى شيطانى مصونيت، به آينده خوش بينى، به نيت‏ها اخلاص، نسبت به ديگران احساس مسئوليت، به نفس عزّت و خود باورى، به رابطه امت با رهبرى پشتوانه اعتقادى، و بالاخره به آنچه از دوست رسد شيرينى و لذت مى‏ دهد.

برابرى همه انسان‏ها:
اقتضاء ربوبيت و الوهيت انحصارى خداوند آن است كه اراده و خواست هيچ انسانى مافوق و برتر از اراده ديگران نباشد. انسان‏ها از حقوق و فرصت و امكانات يكسان برخوردار بوده و هر كس به ميزان سعى و عمل تلاش خود بهره‏ مند خواهد شد. هيچ گروه و طبقه ويژه‏ اى وجود ندارد و هيچ كس در نظام آفرينش امتيازى ندارد و برخى ارباب و فرمانده و برخى برده و فرمانبر آفريده نشده‏ اند. امتيازات و فضائل همگى اكتسابى‏ اند. تفاوت‏ها لازمه نظام آفرينش احسن و بخاطر تعامل و شكل‏ گيرى زندگى اجتماعى است نه عوامل تبعيض و طبقه‏ بندى جامعه. اين برابرى و تساوى در حركت استكمالى و پيمودن صراط مستقيم و رسيدن به درجات عاليه كمال نيز لحاظ شده است.
[توحيد] به معناى يكسانى و برابرى انسان‏ها در امكان تعالى و تكامل نيز هست. چون گوهر و سرشت انسانى در همه يكسان است … پس هيچ كس نيست كه در ذات و سرشت از پيمودن صراط مستقيم تعالى و تكامل ناتوان باشد. از اين رو دعوت خدا، دعوتى عام است، ويژه كسانى يا ملتى يا طبقه‏اى نيست … و ما ارسلناك الا كافة للناس
– ما تو را جز براى انسانها به طور عموم- و نه براى جمعى خاص نفرستاديم ….

آزادى حقيقى انسان:
روح عبوديت خدا حريت و آزادگى و رهايى از بندگى و سلطه ديگران است. به ديگر سخن تنها راه خلاصى از محدوديت‏ ها و بندگى‏ هاىِ بدلى و دروغين و ذلت آفرين، تن دادن به بندگى حقيقى و عزت بخشِ خداى واحد است:
بنابر اصل توحيد انسان‏ها حق ندارند هيچ كس و هيچ چيز جز خدا را عبوديت و اطاعت كنند و همه تحكّمات و تحميلاتى كه از طرف قدرت‏ گونه‏ هاى تاريخ بشريت رفته، غلط و برخلاف حق بوده است.
عنصر فاخر و ارجمند انسان بسى ارزنده ‏تر از آن است كه اسير و مقهور و ذليل در برابر هر كسى بجز خدا باشد. تنها آن هستى مطلق و كمال زيبايى مطلق است كه مى‏ شايد انسان، شيفته و ستايشگر و نيايشگر او شود … كه اين والاگرايى، خود مرتبه‏اى از والايى است و بجز آن ذات متعال هيچ كس و هيچ چيز در رتبتى نيست كه انسان را بنده و ستايشگر خود سازد. همه بت‏هاى جامد و جان دارى كه خود را بر مغز و دل و تن انسان تحميل كرده و قلمرو خدا را در پهنه زندگى انسان، غاصبانه به تصرف در آورده‏ اند پليدى‏ها و پليدهايى هستند كه آدمى را از طهارت و صفاى فطرى‏اش ساقط كرده و بدو خفت و ذلت داده‏ اند و انسان براى آنكه رتبه والاى خود را بازيابد، بايد از آنها روى بگرداند و ننگ آلودگى به عبوديت آنان را از خود بزدايد. هيچ بينش انسان‏گراى مادى نتوانسته است برترى و گزيدگى و اصالت انسان را با اين ظرافت و عمق مطرح سازد.
توحيد برخلاف برداشت عاميانه رايج كه آن را صرفاً يك نظريه فلسفى و ذهنى تلقى مى‏ كند، يك نظريه زير بنايى در مورد انسان و جهان و نيز يك دكترين اجتماعى و اقتصادى و سياسى است. در ميان واژه‏ هاى مذهبى و غير مذهبى، كمتر واژه‏ اى را مى‏توان يافت كه تا اين حد پر بار از مفاهيم انقلابى و سازنده و ناظر به ابعاد گوناگون زندگى اجتماعى و تاريخى انسان باشد. تصادفى نبوده است كه همه دعوت‏ها و نهضت‏هاى الهى در طول تاريخ با اعلان يگانگى خدا و ربوبيت و الوهيت انحصارى او آغاز مى‏ گرديده است.

انديشه سياسى مقام معظم رهبرى، ص: ۵۶

 

 

 

 

  • انتخاب حق شماست!؟

    گاهی آدم از چیزی خوشش می آید اما نمی داند آیا این که دوستش می دارد فایده ای هم به حال او د…
  • سال هاست به مرضی مبتلایم

    وقتى در يكى از ممالك گذارم افتاد. طبيبى را كه آثار دانش و آيات بينش از او ظاهر و هويدا بود…
  • من یک نخبه سیاسی هستم!

    نخبه(Elite ) به معنی انتخاب و یا انتخاب کردن است. و در تعریف نخبه کسی است که ذاتاً دارای ا…
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • هرکه دختر داشته باشد

    پیامبر خدا ص می فرماید هرکه دختر داشته باشد خداوند درپی کمک. آمرزش و یا ی اوست. …
  • امتحانات

    این روزها نمی‌تونم اونجوری که دلم میخواد تو درسام پیشرفت کنم

    برای پیشرفت درسی تون قبلش باید یک سری هدف های کلان چندین ساله برای خودتون داشته باشید. هدف…
  • مخالفان دولتی یا (اپوزیسیون) در اصطلاح سیاست به مجموعه افراد و نهادهای مخالف اصل نظام سیاس…
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در اندیشه های سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

هرکه دختر داشته باشد

پیامبر خدا ص می فرماید هرکه دختر داشته باشد خداوند درپی کمک. آمرزش و یا ی اوست. …