خانه عرفان اسلامی مقدمات عرفان آنچه باعث پاکی قلب مومن می گردد!

آنچه باعث پاکی قلب مومن می گردد!

2 دقیقه خوانده شده
0
0
135

قلب انسان عضو بسيار مهمّ و حسّاسى است که پاك بودنش علّت پاك بودن تمام وجود و فاسد بودنش عامل فساد در تمام اعضا و جوارح است.
امام صادق عليه السلام در توضيح آيه شريفه [إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ‏] مى‏ فرمايد:
قلبى است كه از اسارت دنيا آزاد باشد و از عشق شديد به مادّيت كه باعث انواع گناهان است پاك باشد «۱».
عظمت و ظرفيّت قلب به اندازه‏ اى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ثَلاثَةٌ مُجالِسَتُهُمْ تُمِيتُ القَلبَ: مُجالَسَةُ الأَنْذالِ وَالحَديثُ مَعَ النّساءِ وَمُجالَسَةُ الأغنِياءِ « ۲»
سه چيز باعث مرگ قلب است: همنشينى با كسى كه در تمام احوالاتش پست است و گفتگو با زنان و مجالست با ثروتمندان‏ «۲».
اما زمانی که قلب تسليم حق شده و جايگاه تجلّى نور الهى شود، تمام وجود انسان را براى رساندن به خدا دنبال خود مى‏ برد.
آنچه مهم است، این نکته است که انسان بنابر آيات قرآن در برابر قلب مسئول است و بایستی كه از اين خانه مواظبت كند تا مبادا مركز انواع بت‏ها درونی و بیرونی نشود.
بهترين وسيله براى حيات قلب، انديشه در خود و جهان و مبدأ و معاد و به خصوص در آيات قرآن و معارف الهي است.
می گویند: دل اگر سالك این کوی شود از هر شرّى خلاص و به هر خيرى آراسته مى‏ شود و در عصمت و عافيت و محافظت حق خواهد بود.
______________________________
(۱)- الخصال: ۱۸؛ بحار الأنوار: ۶۷/ ۵۱؛ الميزان: ۱۵/ ۱۰۷٫
(۲)- الخصال: ۸۷٫
عرفان اسلامى، ج‏۱، ص: ۵۷

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده العارف بالله
  • انواع خوف ممدوح‏

    5- خوف از نقصان در عبادت‏ اين خوف، يكى از عالى‏ترين مراحل كمال انسانى و از بهترين عوامل ح…
  • انواع ترس عارفان

    انواع خوف سالکان

    خوف ممدوح، خوفى است كه هم چون حالات عالى ديگر روانى براى انسان از ضروريات است.بدون اين خوف…
  • تهذیب نفس حجاب نورانی و ظلمانی

    حجاب نورانى و حجاب ظلمانى‏ در تهذیب نفس

    حجاب ظلمانى توجه به لذّات و شهوات حيوانى و آمال و اميال نفسانى و نظر به ماهيات امكانى و تو…
بارگذاری بیشتر در مقدمات عرفان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

علامت عشق به خدا چيست؟

وقتى صفت يكى از بزرگان را كه ساكن يمن بود شنيدم كه به افتادگى و فروتنى موصوف و به عقل و حك…