خانه سیاسی ولایت فقیه انتقاد از ولي‏ فقيه

انتقاد از ولي‏ فقيه

2 دقیقه خوانده شده
0
0
42

آيا مي‏ توان از ولي‏ فقيه انتقاد كرد؟

اين مسأله با ولايت و لزوم پيروي از او منافات ندارد؟

اگر انسان انتقاد كرد، گوش شنوايي هست؟

 

گفتار ولي فقيه به سه بخش تقسيم مي‏ شود:

. ۱ فتوا،

. ۲ توصيه‏ ها و بيانات ارشادي،

. ۳ احكام حكومتي كه يا مستقيماً خود صادر مي‏ كند و يا از مجاري قانوني (مانند مجلس شوراي اسلامي) صادر مي‏ شود.

بخش اول، براي مقلدان او لازم‏ الاجرا است و انتقاد در آن به معناي مناظره علمي و فقهي است كه جايز و مطلوب مي‏ باشد؛ ولي نيازمند قدرت اجتهاد است.

بخش دوم، الزامي نمي‏ آورد و نقش عمده آن آگاهي بخشي، روشنگري و هدايت است. انتقاد، بحث و تحقيق درباره اين امور جايز است و حتي اگر شخصي، نظري مخالف با رهبري داشت، اطاعت از اين گونه توصيه‏ هاي رهبري – تا جايي كه با قانوني مخالفت نكند – الزامي نيست. در اين موارد او مي‏ تواند؛ بلكه بنا به اهميت موضوع بايد آراي خود را به رهبر برساند و وظيفه مشاوره را در اين باب انجام دهد. البته آراي خود را در سطح جامعه، نبايد به گونه‏ اي تبليغ كند كه باعث بي‏ حرمتي و تضعيف رهبر و حكومت اسلامي شود.

بخش سوم، اطاعت از دستورات و احكام ولايي يا قوانين مدون جمهوري اسلامي – كه به يك اعتبار احكام ولي فقيه‏ اند – براي همگان (حتي غير مقلدان او) لازم و واجب است و تخلّف از آن به هيچ وجه جايز نيست (حتي اگر شخصي آن قانون را خلاف مصلحت بداند)؛ زيرا روشن است در هر قانون و كشوري، اگر رعايت قوانين و دستورات الزامي، تابع سليقه‏ هاي متنوع شود، آن كشور با هرج و مرج مواجه شده و قوانين آن ضمانت اجرايي نخواهد داشت.

البته در همين موارد هم – به ويژه قبل از صدور حكم – تحقيق و بحث علمي، مي‏ تواند به عنوان مشورت براي حكومت اسلامي ارائه شود. در نهايت مرجع تصميم ‏گيري، شخص ولي‏ فقيه يا مجاري قانوني منصوب از ناحيه او است. [۱]

براساس اعتقادات ديني ما، فقط پيامبران، حضرت زهرا و ائمه اطهارعليهم السلام معصوم ‏اند. ازاين‏رو هيچ‏كس ادعا نمي‏ كند كه احتمال اشتباهي در رفتار و نظرات ولي‏ فقيه نيست. احتمال خطا و اشتباه در مورد ولي فقيه وجود دارد و ممكن است ديگران به خطاي او پي ببرند.

ازاين‏ رو مي ‏توان از ولي‏ فقيه انتقاد كرد. در نگرش ديني نه تنها انتقاد از ولي‏ فقيه با شرايط آن جايز است؛ بلكه يكي از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزي و خيرخواهي براي او است. اين حق تحت عنوان «النصيحه لائمه المسلمين» و امر به معروف و نهي از منكر تبيين شده است.

نصيحت به معناي خيرخواهي براي رهبران اسلامي است كه يكي از ساز و كارهاي تحقق آن اندرزدهي است. بنابراين نه تنها انتقاد از ولي‏ فقيه جايز است؛ بلكه در جاي خود واجب شرعي است و منافع و مصالح شخصي يا گروهي نبايد مانع انجام دادن آن شود. در عين حال بايد توجه داشت که انتقاد سالم با انتقام و بدگويي و تضعيف در نياميزد. حضرت امام خميني ره در اين باره مي‏ فرمايند: «انتقاد غير انتقامجويي است. انتقاد، انتقاد صحيح بايد بشود. هر كس از هر كس مي‏ تواند انتقاد صحيح بكند. اما اگر قلم كه دستش گرفت انتقاد كند براي انتقام جويي، اين همان قلم شيطان است». [۲]

 

احكام چگونگي نصيحت

. ۱ بايد نخست حق و عدل را شناخت؛ امام علي‏(ع) فرمود: «فلا تكفّوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل»؛ «از گفتن حق يا رأي زدن در عدالت باز نايستيد».

. ۲ نبايد از اتهام‏ ها و سوء ظن‏ ها ترسيد؛ حضرت امير(ع) در نصيحت عثمان آن قدر كوشيد، با آنكه مي‏ دانست مورد سوء ظن قرار مي‏ گيرد. از اين رو در نامه خود به معاويه مي‏ نويسد: «[ اين گفتار من دليل بر آن ]نيست كه از اينكه به عثمان بر – اثر بدعت‏هايي كه از او آشكار مي‏ شد عيب‏جويي مي‏ كردم -. اگر ارشاد و راهنمايي من نسبت به او گناه بود؛ چه بسا سرزنش شده‏ اي كه هيچ گناهي ندارد و كسي كه بسيار پند دهد، تهمت و بدگماني به دست آورد. ليكن من نمي‏ خواهم مگر اصلاح، آن سان كه توانايي دارم. توفيقي ندارم مگر به كمك و ياري خدا. به او توكل و اعتماد مي‏كنم و بازگشت من به سوي او است». [۳]

. ۳ بايد در نصيحت كردن امين بود و حقايق را گفت؛ قرآن از زبان حضرت هود نقل مي‏ كند كه: «پيام‏هاي پروردگارم را به شما مي‏ رسانم و براي شما خيرخواهي امينم». [۴]

. ۴ بايد در نصيحت و انتقاد كردن نيت را پاك كرد و قصد اصلاح داشت تا نصيحت مؤثر افتد؛ قرآن از قول شعيب مي ‏گويد: «جز اصلاح به اندازه توانايي‏ام نمي‏ خواهم». [۵]

حضرت علي‏(ع) فرمود: «كسي كه تو را نصيحت مي‏ كند، دلسوز تو است، به تو خوبي مي‏كند، به عواقب كار تو مي ‏انديشد و كاستي‏ هايت را جبران مي‏ كند». [۶]

امام راحل‏(ره) نيز فرمود: «انتقاد براي ساختن، براي اصلاح امور لازم است». [۷]

. ۵ بايد حرمت حاكم اسلامي حفظ شود؛ در اسلام با اينكه حق نصيحت، انتقاد، تحقيق و بررسي مردم نسبت به زمامدار پذيرفته شده است؛ در عين حال از حفظ حرمت رهبري در جامعه غفلت نگشته است.

حضرت علي‏(ع) در دستورات خود به مالك اشتر مي ‏فرمايد: «كسي را برگزين كه مقام و بزرگواري او را سركش نسازد كه جسارتش باعث مخالفت علني با تو در ميان مردم باشد». [۸]

اصل كوچك نكردن پيشوايان عادل و حفظ احترام آنان، از امور مهمي است كه نبايد در نصيحت و انتقاد فراموش شود. امام رضا(ع) درباره علت حرمت فرار از جنگ، اموري از جمله استخفاف پيشوايان عادل را مطرح مي‏ كند: «خدا فرار از جنگ را حرام كرد؛ زيرا در فرار از جنگ سبك كردن دين، كوچك كردن پيامبران و امامان عادل و ترك ياري ايشان در برابر دشمنان‏شان است كه باعث جرأت دشمنان بر مسلمين مي‏ شود». [۹]

. ۶ انتقاد در فضا و شرايط مناسب؛ چه بسا نصيحتي كه اگر با الفاظ خاصي و در فضاي ناسالمي گفته شود، نه تنها اثر نمي‏ كند؛ بلكه آثار سوء دارد. پزشكي كه براي درمان بيمار، شربتي تجويز مي‏ كند؛ اگر آن را در ظرف آلوده‏اي بريزيد، بيمار از خوردن آن ابا مي‏ كند و چه بسا آلودگي آن به ضرر بيمار باشد و يا ظرف آبي را كه به تشنه‏اي مي‏ دهند، اگر آلوده باشد، مقبول او نمي‏ افتد.

. ۷ طي مجاري قانوني؛ در قانون اساسي، اصل ۱۷۳ درباره ديوان عدالت اداري آمده است: «به منظور رسيدگي به شكايات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأموران يا واحدها يا آيين‏ نامه‏ هاي دولتي و احقاق حقوق آنها، ديواني به نام ديوان عدالت اداري زير نظر قوه قضاييه تشكيل مي‏ گردد». دفتر مقام معظم رهبري نيز پذيراي هرگونه شكايت و انتقاد است.

. ۸ انتقاد در غير از دستور خداوند امكان‏پذير است؛ البته احكام ثابت الهي قابل مشورت و تغيير نيست؛ حتي درباره آيه «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»[۱۰] كه در زمان رسول‏ اللَّه نازل شد، همه مفسران گفته ‏اند: مشورت در غير احكام ثابت الهي بوده است. پس نحوه اجراي احكام الهي مشورت‏ پذير است؛ اما خود احكام لازم‏الاجرا است. از همين رو نمي‏ توان در مواردي كه به حكم روشن الهي عمل مي ‏شود انتقاد نمود.

البته  انتقاد كننده، نبايد انتظار داشته باشد ولي فقيه يا ديگر مسؤولان، در برابر هر انتقادي، به نظر ناقد جامه عمل بپوشند. چه بسا مسؤولان دلايل کافي براي افعال خود دارند كه انتقاد كننده از آنها بي‏ خبر است. گاهي نيز نظرات و انتقادهاي گوناگون و متناقضي ارائه مي­ شود كه امكان عمل به همه آنها براي مسؤولان ممكن نم ي­باشد. آنچه وظيفه حكومت اسلامي است و از مسؤولان انتظار مي‏ رود، گوش دادن به انتقادات و فراهم آوردن بستري است كه مردم بتوانند ديدگاه‏هاي خود راجع به عملكرد مسؤولان و … را از طريق مجاري و ساز و كارهاي معين – بدون ‏نگراني و ترس – به سمع و نظر آنان برسانند و آنان با انتقادهاي مردم، برخوردي منطقي داشته باشند؛ يعني، در صورت درست بودن بپذيرند و يا در حد امکان مردم را توجيه كنند. [۱۱]

 

 

[۱] براى مطالعه بيشتر ر. ك : سروش، محمد، نصيحت ائمه مسلمين، فصلنامه حكومت اسلامى، شماره ۱٫

[۲] صحيفه امام، ج‏۱۳، ص۲۰۷٫

[۳] همان، نامه ۲۸٫

[۴] «أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّى وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ»اعراف (۷)، آيه ۶۸٫

[۵] «إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ»هود (۱۱)، آيه ۸۸٫

[۶] «مناصحك مشفق عليك محسن اليك ناظر فى عواقبك مستدرك فوارطك» غررالحكم، ۹۸۳۹٫

[۷] صحيفه نور، ج ۱۴، ص ۲۳۶٫

[۸] «فمن لاتبطره الكرامة فيجترى‏ء بها عليك فى خلاف لك بحفرةِ ملاء» نهج‏البلاغه، عهدنامه مالك اشتر.

[۹] وسائل‏الشيعه، ج ۱۱، ص ۶۶٫

[۱۰] آل عمران (۳)، آيه ۱۵۹٫

[۱۱] براى آگاهى بيشتر ر. ك:

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در ولایت فقیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

دیدگاه اجتماعی قرآن برای جامعه آرمانی

استنباط و ترسیم جامعه آرمانی قرآن از آیات بسیاری امکان پذیر است. زیرا: اولا: قرآن، دارای…