خانه سیاسی مبانی علم سیاست بررسى حاكميت در اسلام‏

بررسى حاكميت در اسلام‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
201

مفهوم حاكميت‏
حاكميت، عبارت از قدرت برترى است كه در سرزمين معين و گروه انسانى مشخص در سطح جامعه وجود دارد. حاكميت، قدرت عاليه‏اى است كه دولت را از ساير گروههاى قدرت متمايز مى‏سازد. مفهوم كلاسيك حاكيمت، داراى ويژگيهايى چون «دائمى»، «مطلق»، «غير قابل انتقال» و «غير قابل تجزيه» است هر چند امروزه خصوصيات فوق، بويژه در سطح بين‏المللى، خدشه‏پذير شده است.
اين عنصر كه دولت با استناد به آن وضع قانون نموده سياستهاى خويش را اجرا مى‏نمايد، چنان قدرتى به دولت مى‏دهد كه اتخاذ تصميمات و اجراى آن مى‏تواند با تمام نيرو و در حداقلّ زمان انجام گيرد. اعلان جنگ و صلح، عزل و نصب مقامات، وضع ماليات، حق عفو و … همه از مشخصات بارز حاكميت است. «۱»

حاكميت ركن اساسى دولت‏
حاكميت، با ويژگيها و خصوصيات ياد شده، ركن اساسى دولت محسوب مى‏شود.
دولت در سطح نظام داخلى با تكيه بر عنصر حاكميت به حيات خود ادامه مى‏دهد، و در سطح نظام بين المللى عنصر حاكميت مى‏تواند استقلال دولت را تضمين كند.
حاكميت در سطح سياست داخلى به معناى «آزادى» عمل دولت در وضع و اجراى سياستهاست. امّا در سطح جامعه بين‏المللى، حاكميّت را به معناى «استقلال» دولت در مقابل اراده ساير دولتها مى‏شناسند. از اين رو، هر دولتى با استناد و تكيه بر حاكميت مى‏تواند حيات سياسى خود را تداوم بخشيده و آرمانى‏ترين خواسته ملّت خود يعنى «استقلال» را تضمين نمايد.

نظريات در باب حاكميت‏
منشاء حاكميت چيست؟ حاكميت به چه مقامى يا نهادى تعلق دارد؟ انتقال و تفويض حاكميت چگونه صورت مى‏گيرد؟ نظريه‏هاى حاكيمت، به طور كلى، پاسخگوى اين سؤالها مى‏باشند.

الف) دكترينهاى حاكميت الهى‏
حقوق الهى فرمانروايان، از قديم‏ترين نظريه حاكميت است. فرمانروايان، به موجب اين عقيده، قدرت فرمانروايى و زمامدارى را از خداوند دريافت مى‏كنند. اين نظريه كه بيشتر در عهد باستان و دوران حاكميت كليساى مسيحيّت بر اروپا رايج بود، سه مرحله را پشت سر گذاشت:
فرمانروايان عهد باستان داراى ماهيت خدايى بودند. آنان خود را در زمره خداى يا خدايان قرار داده و بر اساس الوهيت، حكم مى‏راندند. فراعنه مصر و امپراتوران ژاپن در اين طيف قرار داشتند.
دكترين حاكميت در قرون وسطى، بر اساس خليفه و جانشين خداوند مطرح بود.
پاپ وكليسا به عنوان نمايندگان خدا در زمين، يا خود به حكومت مى‏پرداختند يا حاكمان مى‏بايست مورد تأييد آنها باشند.
دكترين حاكميت مسيحيت در عصر رنسانس و تضعيف كليسا، تغيير يافته به صورت «مشيّت الهى» جلوه‏گر شد. زمامداران بنابر اراده و مشيت الهى، منتخب مردم مى‏باشند و خداوند اراده كرده كه امر حكومت در دست بندگان باشد.

ب) دكترينهاى مردمى‏
عمده‏ترين تبيين كننده منشاء حكومت و قدرت در جامعه سياسى، دكترين ليبرال مى‏باشد. حكومت دموكراسى، بنيادش بر دكترين مردمى حاكميت قرار دارد. ملّت و مردم، منشاء قدرت سياسى بوده و حاكميت از آنِ آنهاست. از اين رو، زمامداران بايد منتخب آراى اكثريت مردم باشند. «۱»
تئورى حاكميت از ديدگاه اسلام‏
حاكميت، از نظرگاه اسلامى، داراى مراتب زير است.
۱- حاكميت مطلق خدا
حاكميت مطلق جهان خلقت از آن خداست. مجموعه دلايل عقلى و نقلى توحيد به عنوان پشتوانه اين نظريه قرار مى‏گيرد.
حاكميت الهى بر نظام هستى به طور مستقيم با «مالكيت» و «ولايت» ارتباط دارد. از آنجا كه او، خالق و آفريننده جهان است، پس مالك آن نيز هست. چون مالك است، پس حاكم بر آن نيز مى‏باشد. حاكميت مطلق از آن مالك واقعى يعنى خداوند متعال است. از سويى ديگر، ولايت و سرپرستى تمام جهان از آنِ اوست و يكى از جلوه‏هاى ولايت، حاكميت مطلق است.
«فَسُبْحانَ الَّذى‏ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شِى‏ءٍ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ» «۲»
پس منزه است خداوندى كه مالكيت و حاكميت همه چيز در دست اوست، و (همگى) به سوى او باز مى‏گرديد.
«رَبُّنَا الَّذى‏ اعْطى‏ كُلَّ شَى‏ءٍ خَلْقَهُ ثَمَّ هَدى‏» «۳»
پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى آنچه را لازمه آفرينش او بود داده و سپس هدايتش كرد.
«انَّما امْرُهُ اذا ارادَ شَيْئاً انْ يَقُولً لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» «۴»
فرمان او تنها اين است كه هرگاه چيزى را اراده كند به او مى‏گويد: «موجود باش آن نيز بلافاصله موجود مى‏شود.

۲- حاكميت (ولايت) تشريعى‏
ولايت تشريعى خداوند به معناى انحصار حقّ تشريع و قانونگذارى براى خداست.
بر اساس حاكميت تشريعى، اطاعت تنها از خدا، شايسته است. قوانين و احكام الهى‏تنها فرا راه سعادت واقعى انسانهاست. خداوند شريعت و قانون را با پيام وحى از طريق انبياء الهى، ارسال نموده و بندگان را حكم كرده كه در زندگى عملى، آنها را به كار گيرند.
اين نوع حاكميت و ولايتى كه به موجب آن، انسانها در پيروى از قانون و احكام، تابع احكام الهى هستند، حاكميت تشريعى نام دارد. آنچه كه در امر حكومت و سياست به حاكميت الهى مربوط مى‏شود، همين حاكميت در تشريع است زيرا فرض بر مؤمنان است كه از حاكميت طاغوت دورى گزيده و حكومت اللَّه را بپذيرند.
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى‏ كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدو اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» «۱»
ما در هر امّتى، رسگ‏لى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.

مظاهر حاكميت الهى‏
اعمل حاكميت تشريعى و اطاعت از خداوند در زمينه احكام و قوانين از سه طريق تحقق پيدا مى‏كند.
الف- اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله‏
پيامبر اسلام به طور مستقيم و به حكم الهى، بر مؤمنان ولايت داشته و اطاعت از آن حضرت بر همگان فرض است.
«الَّنبىُّ اوْلى‏ بِالْمُؤمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ» «۲»
پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولى و برتر است.

ب- اطاعت از امامان معصوم عليه السلام‏
امام به عنوان جانشين رسول الله در امر مرجعيت دينى و قضاوت و حكومت (زعامت سياسى) از جانب پروردگار منصوب است.
امام صادق عليه السلام در حديثى ولايت امام معصوم عليه السلام را چنين بيان مى‏فرمايد:
«وَ لا يَتُنا وِلايَةُ اللَّهِ الَّتى‏ لَمْ يُبْعَثْ نَبِيَّاً قَطُّ الَّا بِها» «۱»
ولايت ما ولايت خداست؛ آن ولايتى كه هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر به همان ولايت.

ج- ولى فقيه جامع الشرايط
اطاعت از ولى فقيه عادل و جامع الشرائط در دوران غيبت امام زمان (عج) در راستاى اطاعت از خدا، رسول و امام قرار دارد. تحقق حاكميت تشريعى الهى، در دوران غيبت، به ولايت امر و امامت فقيه جامع الشرائط وابسته است.
حاكميت ولى فقيه در جامعه اسلامى، موجب اجراى قوانين وا حكام اجتماعى، اقتصادى و سياسى اسلام مى‏شود كه اجراى آنها به طور مستقيم با قدرت سياسى و حكومت ارتباط دارد. قوانين دفاعى، مالى، حقوقى و جزايى اسلام، به عنوان قوانين سياسى- اقتصادى، تنها با تأسيس حكومت اسلامى و حاكميت ولى فقيه قابل اجرا مى‏گردند.
ميزان اختيارات ناشى از حاكميت ولى فقيه در جامعه اسلامى در مقايسه و تطبيق با حاكميت رسول و امام، به همان اختيارات حكومتى رسول و امام بازگشت مى‏كند. ولى فقيه در قلمرو احكام اجرايى و حكومتى، همان اختياراتى را دارد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام داشته‏اند.

ب- حاكميت انسان بر سرنوشت خويش‏
اراده و مشيت الهى بر آزادى و اختيار انسان قرار گرفته و آدمى در انتخاب مسير زندگى، مختار است. حاكميت انسان بر سرنوشت خويش از همين حكم و مشيت الهى سرچشمه مى‏گيرد، گر چه اين آزادى و انتخاب در قبال خود، مسؤوليت هم دارد.
«انَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امَّا شاكِراً وَ امَّا كَفُوراً» «۱»
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد يا كفران كند.
قرآن‏كريم در آيات متعددى به آزادى‏آدمى در اعمال و رفتار و مسئووليّت اشاره دارد.
«انَّ اللَّهَ لا يُغَّيِرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى‏ يُغَيِّرُوا ما بِانْفُسِهِمْ» «۲»
خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمى‏دهد مگر آن كه آنها خود را تغييردهند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • عملیات‌روانی چیست؟

    تعریف عملیات‌روانی: عملیات‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر ا…
  • جزوات کلاسی

    سلام به همگی جزوات کلاسی رو از این لینک دانلود کنید: …
  • لیبرال ترین مسجد دنیا

    مسجد ابن رشد - گوته در یک خیابان تجاری شلوغ در منطقه مهاجرنشین موابیت در غرب برلین قرار دا…
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • دلایل لزوم حكومت اسلامى‏

    عمده‏ترين دلايل عقلى و نقلى، لزوم تشكيل حكومت اسلامى عبارت است از: الف- دلايل عقلى‏ ۱- لاز…
  • قدرت سياسى‏ و منشاء آن

    درباره مفهوم قدرت سياسى گفته شده است: قدرت سياسى، كيفيّتى است كه تحت تأثير آن يك اكثريت بز…
  • تعريف قدرت‏ و ملاحظات آن

    تعريف قدرت‏ برخى قدرت را مفهوم كمّى مى‏دانند و آن را به «ايجاد آثار و نتايج مورد نظر» تعري…
بارگذاری بیشتر در مبانی علم سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

عملیات‌روانی چیست؟

تعریف عملیات‌روانی: عملیات‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر ا…