خانه سیاسی اصول و روابط بین الملل در عرصه روابط بين‏ الملل چه كسانى و تا چه اندازه ‏اى نقش‏ آفرين هستند؟

در عرصه روابط بين‏ الملل چه كسانى و تا چه اندازه ‏اى نقش‏ آفرين هستند؟

2 دقیقه خوانده شده
0
0
51

روابط بین‌الملل به مطالعه روابط میان کشورها، نقش کشورهای مستقل، سازمان‌های بین دولتی، سازمانهای غیردولتی بین‌المللی، سازمان‌های مردم نهاد و شرکت‌های چندملیتی، گفته می‌شود. روابط بین‌الملل یک رشته دانشگاهی است که چون سیاست خارجی یک دولت معین را تجزیه و تحلیل و تنظیم می‌کند، می‌تواند هنجاری و اثباتی باشد. روابط بین‌الملل به عنوان یک فعالیت سیاسی از زمان مورخ یونانی، توکودیدس، آغاز و در اوایل قرن بیستم، به یک رشته دانشگاهی مجزا در داخل علوم سیاسی، تبدیل شد.

سه بازيگر عمده در عرصه بین الملل وجود دارند: افراد، سازمان‏ها و دولت‏ها

 

افراد
در عرصه روابط بين‏ الملل تنها افراد هستند كه در شكل زمامداران، تصميم گيرندگان، دولتمردان، نمايندگان مردم، كارشناسان و … ظاهر مى‏ شوند و عاملان واقعى و زنده كنش‏ها و واكنش‏ها هستند. البته آنها براى اعمال مشروعيت سياسى خود متكى به اختيارات قانونى دولت‏ها هستند و هر چند كه خطوط كلى روابط را قوانين و آيين نامه ‏ها مشخص مى‏ سازند. در نهايت افراد هستند كه با دست و انديشه خود و رفتارى كه در عرصه بين‏ الملل دنبال مى‏ كنند در صدد حفظ منافع و مصالح، ارتقاى حيثيت، كسب قدرت و حفظ امنيت و استقلال كشور بر مى‏ آيند و درست به همين دليل است كه مشى سياسى و ويژگى‏ هاى شخصى يك وزير خارجه، سفير و يا هر دولتمرد ديگرى در چگونگى روابط ميان دولت‏ها اثرگذار و تعيين‏ كننده است.
به لحاظ نظرى، افراد به سه صورت مى‏ توانند در عرصه بين‏ الملل حضور يابند. نخست، با بهره گرفتن از ويژگى‏ هاى شخصى خود در قالب يك متفكر جهانى و يا كسى كه به هر دليل در عرصه بين ‏المللى براى حرف‏هاى او، دست‏كم بخشى از كشورها اهميت قائل مى‏ شوند. دوم در قالب گروه‏ها، شركت‏هاى بزرگ، سازمان‏هاى بين‏ المللى، و … سوم در قالب اثرگذارى روى تصميم ‏گيرى‏هاى يك دولت.

گروه‏ها
در جهان امروزى، نقش گروه‏ها، شركت‏هاى بزرگ، سازمان‏هاى بين‏ المللى و … در عرصه بين‏ الملل به صورت فزاينده‏اى رو به افزايش است، هر چند هنوز نقش اصلى را دولت‏ها ايفا مى‏ كنند. در اين‏ باره برخى موارد مهم عبارتند از:

۱٫ سازمان‏هاى غير دولتى:
اين سازمان‏ها از سوى افراد حقيقى يا حقوقى تأسيس مى‏ شوند و در زمينه‏ هاى متنوعى مانند محيط زيست، حقوق بشر، امداد رسانى به مناطق جنگى و محروم، تأمين نيازهاى اساسى مردم و … به فعاليت مى‏ پردازند. اين سازمان‏ها بيشتر داراى بودجه كلان و قدرت تأثيرگذارى بالا بر سياست دولتها مى‏ باشند. سازمان‏هاى غير دولتى از بازيگران بين‏ المللى به حساب مى‏ آيند كه به دليل افزايش ارتباطات بين‏ المللى و وجود روابط سياسى قوى بين آنها و سازمان‏هاى بين‏ المللى، به صورت روز افزونى بر اهميت نقش آنها در عرصه بين‏ المللى افزوده مى‏ شود. برخى بر اين باورند كه اين سازمان‏ ها بيشتر به جهان وطنى گرايش دارند و به تدريج قدرت دولت‏هاى مستقل در عرصه بين‏ الملل را كاهش مى‏ دهند و بر اهميت نقش نخبگان و سازمان‏هاى تخصصى در عرصه بين‏ المللى مى‏ افزايند.

 

۲٫ سازمان‏هاى بين‏ المللى:
امروزه سازمان‏هاى بين‏ المللى، نقش مهمى را در روابط بين ‏الملل ايفا مى‏ كنند و نمى ‏توان از اهميت آنها غافل شد. اين سازمان‏ها در حقيقت از جانب دولت‏ها و براى پيگيرى منافع آنها تأسيس شده ‏اند. از مهم‏ترين آنها مى‏ توان به موارد زير اشاره كرد:
– سازمان ملل متحد؛
– صندوق بين‏المللى پول؛
– اوپك؛
– ناتو.
خوب است بدانيم برخى از اين سازمان‏ها، به لحاظ سياسى تابع كشور يا گروه خاصى هستند، منافع آنها را دنبال مى‏ كنند و به عنوان اهرم فشار عليه كشورهاى ديگر به كار مى‏ روند.
به عنوان مثال، عملكرد سازمان‏هاى حقوق بشرى درباره ايران، با هدف تأمين منافع قدرت‏هاى بزرگ صورت مى‏ گيرد.

 

۳٫ جنبش ‏هاى سياسى:
امروزه جنبش‏هاى سياسى اعم از نهضت‏هاى آزادي بخش و ساير جنبش‏هاى سياسى مخالف دولت‏ها در روابط بين‏ الملل اثرگذارند. جنبش سياسى حزب ‏اللَّه لبنان از نمونه‏ هاى بارز اين امر است.

دولت‏ها
دولت مهم‏ترين بازيگر سياسى در عرصه روابط بين‏ الملل است كه خود متشكل از چهار عنصر الزامى مردم، سرزمين، حكومت و حاكميت است. نقش هر يك از اين عناصر در سياست بين‏ الملل به شرح زير است:

۱٫ مردم:
كم و كيف جمعيت به لحاظ حقوقى تأثيرى در شكل‏ گيرى دولت ندارد. به عنوان مثال، دولت‏ هايى چون برونئى با ۰۰۰، ۲۱۸ و چين با بیش از ۰۰۰، ۰۰۰، ۲۰۰، ۱ نفر جمعيت در دنيا وجود دارند. با اين حال، كم و كيف جمعيت، به‏ ويژه عوامل زير، نقش تعيين‏ كننده ‏اى در رسيدن به منافع ملى دارند؛ زيرا قدرت دولت را افزايش مى‏ دهند:
– تعداد جمعيت؛
– سطح سواد مردم؛
– تخصص؛
– مهارت؛
– آگاهى‏ هاى عمومى؛
– رفاه مادى؛
– همگونى ملت در مسايل فرهنگى، نژادى، زبان و آداب و رسوم.

۲٫ سرزمين:
از لحاظ حقوقى، وسعت سرزمين، نقشى در شكل‏ گيرى دولت ندارد. ممكن است سرزمين دولتى فقط ۲ كيلومتر مربع باشد (مانند موريس) و يا ۷/ ۱ ميليون كيلومتر مربع (مانند ايران). در عين حال، وجود برخى عوامل زير در سرزمين، قدرت دولت و در نتيجه نقش آن را در عرصه بين‏ المللى افزايش مى‏ دهد:
– وسعت؛
– شكل هندسى؛
– وضع طبيعى؛
– چگونگى مرزها؛
– امكانات اقتصادى؛
– موقعيت جغرافيايى.

۳٫ حكومت:
شكل حكومت و كاركرد آن تأثيرى بر ماهيت حقوقى دولت ندارد، اما به طور قطع، در تأمين خواسته‏ ها و منافع ملى مؤثر است.
۴٫ حاكميت:

دولت‏ها در عرصه داخلى خود حاكميت دارند و مى‏توانند به وضع و اجراى قوانين بپردازند، اما در عرصه بين ‏الملل چنين نيست؛ زيرا ده ها دولت ديگر وجود دارند كه هر يك بر اساس منافع خودشان عمل مى‏كنند. چنين است كه هر دولتى متناسب با قدرت خود، استراتژى خاصى را در عرصه سياست و روابط خارجى تعقيب مى‏ كند.

ديدگاه اسلام‏ در روابط بین الملل
از نظر اسلامى همه مردم، گروه‏ها و دولت‏ها در برابر سرنوشت اسلام و مسلمين و حتى سرنوشت جامعه بشرى مسئولند. عنصر اسلامى امر به معروف و نهى از منكر، عامل مهمى است كه نقش مهم تك‏ تك مردم، گروه‏ها و دولت‏ها را در عرصه بين‏ الملل را مورد تأكيد قرار مى‏ دهد.
در اين باره، كلام ‏اللَّه مجيد مى‏ فرمايد:
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمْ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. (توبه: ۷۱)
و مردان و زنان مؤمن دوستدار همديگرند، كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏ كنند و نماز برپا مى‏ دارند و زكات مى‏ پردازند و از خداوند و پيامبر او اطاعت مى‏ كنند، زودا كه خداوند بر آنان رحمت آورد، كه خداوند پيروزمند فرزانه است.
طبيعى است كه بخشى از اين وظيفه الهى امر به معروف و نهى از منكر به مسائل مرتبط با روابط بين‏ الملل بر مى ‏گردد. حال اگر بخواهيم بدانيم كه نقش كدام يك از نگاه اسلامى برجسته‏ تر است لازم است به روايت زير توجه كنيم. امام باقر (ع) فرموده‏ اند:
بُنِىَ الاسلامُ عَلى‏ خَمسٍ: عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّومِ وَالْحَجِّ وَالوِلايَةِ وَ لَم يُنادِ بِشَئٍ كَما نُودِىَ بِالوِلايَةِ.
اسلام بر پنج چيز استوار شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و به هيچ چيزى، همانند ولايت سفارش نشده است.
امام باقر (ع) در پاسخ به پرسش يكى از دانشجويان خود كه دليل اين امر را جويا شده بود، فرمودند:
الوِلايَةُ أَفضَلُ، لِأَنَّها مِفتاحُهُنَّ وَالوالى‏ هُوَ الدَّليلُ عَلَيهِنَّ.
ولايت مهم‏تر است؛ زيرا كليد آنهاست و والى، راهنماى نحوه انجام دادن آنها (نماز، زكات، روزه و حج) مى‏ باشد.
بر اين اساس، بايد دانست كه در نگاه اسلامى نيز نقش دولت، همانند آنچه در صحنه عمل رخ مى‏ دهد برجسته‏ تر است. از سوى ديگر در نگاه اسلامى افراد و گروه‏هاى وابسته يا معتقد به حكومت اسلامى بايد با نظام اسلامى هماهنگ باشند و اين به معناى نقش مهم‏تر دولت اسلامى در مقايسه با افراد و سازمان‏ها است.

 

 

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در اصول و روابط بین الملل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

دیدگاه اجتماعی قرآن برای جامعه آرمانی

استنباط و ترسیم جامعه آرمانی قرآن از آیات بسیاری امکان پذیر است. زیرا: اولا: قرآن، دارای…