خانه سیاسی نظام سیاسی اسلام دنیوی کردن دین یا دینی کردن حکومت و سیاست؟

دنیوی کردن دین یا دینی کردن حکومت و سیاست؟

2 دقیقه خوانده شده
0
0
247

يكي از اشكلاتي كه غالباً در باب حكومت ديني به آن تمسك مي جويند اين است كه پيوند دين و سياست موجب مي شود دين در خدمت قدرت درآيد و زورمداران و قدرت طلبان از طريق آن وجاهت و مشروعيت كسب نموده و دين را ابزاري براي حفظ و بقاي قدرت خود قرار دهند.
تكيه گاه اصلي اين گروه پاره اي از شواهد تاريخي است.

 

بازرگان مي نويسد:
هزار سال رياست بلامنازع ديني پاپها و حاكميت قهار كليساي كاتوليك بر پادشاهان و اشراف و مردم اروپاي قرون وسطي يادگاري جز جهل و تاريكي، ركود و عقب ماندگي و اختناق افكار يا انگيزسيون وحشتناك به جا نگذاشت.[۱]
ايشان جهان اسلام را نيز مشمول همين قاعده انگاشته و در تأييد آن حكومت خلفاي اموي، عباسي و امپراطوري عثماني را شاهد آورده و اظهار مي دارد كه در اين دولتها «عملا دين از دولت فرمان مي گرفت و دستگاه اجرايي خلفا براي تأمين قدرت و ثروت و شهوت آنها و وابستگانشان بود.»
نامبرده جهان تشيع را نيز همين سان مبتلا به آفت ابزار شدن دين در چنگ قدرت انگاشته و نمونه هاي بارز آن را دولت صفوي و قاجار به حساب مي آورد. [۲]

 

بررسي
در تحليل و ارزيابي اشكال فوق ابتداء بايد بين دو مقوله تفكيك قائل شد و هر يك را جداگانه مورد بررسي قرار داد:يكي دنيوي كردن دين، و ديگري ديني كردن حكومت.

أ . دنيوي كردن دين
تعبير فوق خالي از ابهام نيست و به گونه هاي مختلفي تفسيرپذير است، از ميان معاني محتمل دو معنا بيشتر به ذهن تبادر مي كند. اين دو عبارت است از:

۱٫ خارج كردن دين از حصار آخرت گرايي محض و توسعه در قلمرو آن به گونه اي كه دنيا را نيز شامل شود.
چنين معنايي في نفسه داراي هيچ اشكال و تالي فاسدي نيست، زيرا هيچ دليل موجهي بر لزوم محصور بودن دين در حصار آخرت و ممنوعيت ورود آن به عرصه اين جهان وجود ندارد.لكن آنچه مهم است اين است كه دنيا شمولي دين بايد از منبع صلاحيت دار يعني خداوند متعال ناشي شود.
در اديان الاهي خداوند ديّان است كه بر اساس حكمت بالغة خود دين و شريعت را جامع و كامل به بشر ارزاني مي دارد و بدينوسيله به نيازمنديهاي دنيوي و اخروي او پاسخي در خور و مناسب مي دهد.
بنابراين دنياشمولي دين در اين صورت ارمغاني الاهي و خدمتي بزرگ به بشريت است، زيرا بسياري از عوامل ديرياب و صعب الوصول در جهت خيردنيايي بشر را به سهولت و ارزاني براي او دسترس پذير مي سازد و او را از آفات و خطرات ريسكها و مخاطرات بزرگي كه چه بسا عواقب جبران ناپذيري در پيداشته باشد مي رهاند.
از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است كه فرمودند:
هر آنچه زندگي بدان پاينده است و از جهات گوناگون مصالح مردم را در بردارد، مورد دستور شرع واقع شده و آنچه فساد و تباهي در پي دارد منع گرديده است، چه آنكه افزون بر زيان جسماني، خسارت نفساني نيز در بردارد.[۳]

 

۲٫ جداسازي دين از اهداف آخرت گرايانه آن
جداسازي دين از اهداف آخرت گرايانه آن و آن را صرفاً در جهت خدمت به دنياي فاني و گذران درآوردن.
چنين فرآيندي توسط بشر دنياپرست و آخرت گريز انجام مي پذيرد و هدف از آن نيز عمدتاً حفظ منافع مادي طبقات يا افراد خاص مانند ارباب زر و زور است.بدون شك اين فرآيند جفا و خيانتي بزرگ و نابخشودني نسبت به دين و جامعه ديني است.

 

ب . ديني كردن حكومت
ديني كردن حكومت و سياست به معناي تنظيم سياست و حكومت بر اساس هنجارها و آموزه هاي ديني است.حكومت ديني نظامي «دين مدار» است، و بايد همه امور خود را با دين همساز و هماهنگ كند.در حكومت ديني اينكه چه كسي حكومت كند، چگونه بايد حكومت كرد و بر اساس چه شيوه اي ميتوان به قدرت سياسي دست يافت، همه و همه از دين اتخاذ مي شود و هم از طريق دين ساز و كار نظارت بر چگونگي كار بست قدرت تعيين و اعمال مي گردد. [۴]

 

 

[۱] . آخرت و خدا هدف بعثت انبياء (مقاله)، كيان، ش ۲۸، ص ۵۹٫
[۲] . نگا: همان.
[۳] . مستدرك الوسائل، ج۱۳، باب مايكتسب، ص ۶۴٫
[۴] . براي آگاهي بيشتر ر.ك: حميدرضا شاكرين: معناي حكومت ديني چيست؟

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در نظام سیاسی اسلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

چگونه تمایلات جنسی مان را مدیریت کنیم؟

اگر در ما غرايز شهوانى هست، لغو و عبث نيست. ما بايد اين غرايز شهوانى را در حد احتياج طبيعى…