خانه مشاوره روحی روانی دوست من به طرز عجیبی به دیگران بی اعتماده

دوست من به طرز عجیبی به دیگران بی اعتماده

2 دقیقه خوانده شده
0
0
638

سلام این دوست من به طرز عجیبی به اطرافیانش بی اعتماده. یه نظر شما چطوری کمکش کنم؟
سلام

پیدا كردن فرد امین و مورد اطمینان چه در روابط نزدیك و چه در روابط  دور یا رسمی ، كار ساده ای به نظر نمی رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادی داشته باشند. دوستانی كه بتوانند در روزهای سخت زندگی به آنها تكیه كنند. وقتی به فردی اعتماد می كنید و حرف دلتان را می زنید و سپس آن را از دهان دیگری می شنوید چه احساسی به شما دست می دهد؟ مطمئناً احساس خوشایندی نیست.
اعتماد افراد خانواده به هم ، یكی از اركان بهداشت روانی است. وقتی نوجوان یا جوان در خانواده خود فرد مطمئنی پیدا نمی كند تا با او روابط نزدیك و صمیمی داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و به دامن دوستان و بیگانگان كشیده می شود و در این میان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسیب های جبران ناپذیری خواهد دید. اما فردی كه با افراد خانواده اش روابط دوستانه دارد و حمایت عاطفی می شود از آسیب های اجتماعی در امان می ماند.

علل مختلفی را برای دوری فرد از دیگران و عدم اعتماد به آنها وجود دارد:

۱- احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن

۲- احساس تنهایی

۳- احساس این كه دائماً در معرض خطر قرار دارد

۴- ادراك دنیا به عنوان مكانی تاریك، خصمانه و خطرناك

۵- دیدن دیگران به عنوان افرادی بد، شیطانی و خودخواه

۶- احساس عدم اعتماد، حسادت و بخل

۷- بدبینی

۸- گرایش به ناخشنودی و نارضایتی از خود و محیط

۹- احساس تنش، فشار و كشمكش درونی توأم با خستگی و بی حوصلگی، ناراحتی، كابوس و بی ارادگی

۱۰- گرایش به عیب جویی زیاد نسبت به خود

۱۱- احساس گناه و شرمندگی

۱۲- اختلال در پذیرش خود، نیاز به قدرت و مقام اجتماعی، جاه طلبی، پیشرفت و پرخاشگری یا بالعكس احساس خودآزاری، وابستگی به دیگران، احساس بیچارگی و درماندگی و تسلیم در برابر ناملایمات

۱۳- میل دائمی و شدید برای یافتن امنیت به صورت هدف های مكرر و متغیر و كاذب

۱۴- خودخواهی، خودمداری و فردگرایی و اشتغالات ذهنی شدید و مستمر.
اگر کسی در خانواده ای بزرگ شده باشد که پدر و مادر به خاطر مسائل اعتمادی از هم طلاق گرفته باشند، او نیز اتوماتیک وار از اعتماد کردن به دیگران می ترسد. همچنین ممکن است بعضی ها وقتی می بینند که دوستشان در این مورد مشکلی دارد، از اعتماد به افراد واهمه پیدا می کند. مهم نیست که به خودش خیانت شده باشد یا عذابی که یکی از خیانت می کشد را دیده باشد، در هر دو مورد، ذهن ناخودآگاه او هنوز اعتماد کردن را به دیگران خطرناک می داند.
بعضی از والدین عادت دارند ذهن بچه ها را با افکار خیلی بدی در مورد اعتماد کردن به دیگران پر کنند، این والدین فقط چیزهایی که برای خودشان اتفاق افتاده را برای آنها تعریف می کنند و فکر میکنند که این اتفاقات برای همه مردم می افتد. و به همین صورت بچه با مشکلاتی در اعتماد کردن به دیگران بزرگ می شود.
از قول من به دوستتان این راه حل ها را پیشنهاد کنید:
–        هروقت در اعتماد کردن به دیگران مشکل داشتید از خودتان این سوالها را بپرسید: اگر کسی قابل اعتماد نبوده است به آن معنا است که به همه دنیا نمی توان اعتماد کرد؟ اگر یک روز با ماشین تصادف کردم آیا به آن معنا است که دیگر هیچوقت نباید از خیابان رد شوم؟ هرچه بیشتر از خودتان بپرسید بیشتر با افکار اشتباهتان وارد مبارزه می شوید و بیشتر به دیگران اعتماد خواهید کرد.
–        هرزمان که متوجه شدید درمورد کسی پیش داوری می کنید، به خودتان یادآور شوید که ذهن ناخودآگاهتان می تواند این فکر را به شما ثابت کند حتی اگر حقیقت نداشته باشد. تنها راه پیدا کردن حقیقت درمورد دیگران این است که از هرگونه تعصب خودداری کنید، فقط آن موقع است که خواهید فهمید که چه کسی واقعاً قابل اعتماد است و چه کسی نیست.
–        حتی اگر متوجه شدید که کسی قابل اعتماد نیست بدانید که آن فرد نشان دهنده همه جهان نیست، او فقط یک نفر است.
–        با صداقتتان به دیگران اجازه دهید به شما اعتماد کنند. افرادی که به دیگران خیانت می کنند و آنهایی که مداوم دروغ می گویند معمولاً خودشان هم در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارند چون فکر می کنند که بقیه هم مثل خودشان هستند.
لازم نیست به همه اعتماد کنید فقط باید بدانید که افرادی هستند که می توان به آنها اعتماد کرد

 

 

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در روحی روانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

لیستی از کارهایی که مردان از همسر خود انتظار دارند

مردها می خواهند از در کنار هم بودن با همسر خود لذت ببرند و احتیاج به محبت دارند به همین دل…