خانه سیاسی مبانی علم سیاست رابطه جامعه و سياست‏

رابطه جامعه و سياست‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
66

تعريف جامعه‏
برخى از جامعه‏شناسان جامعه را اينگونه تعريف كرده‏اند.
دسته‏اى از مردم كه به اشتراك زندگى مى‏كنند و مى‏كوشند به اتفاق، وسايل زندگى خويش را تأمين كنند و نسل را ادامه دهند. «۱»
روي هم رفته عمده‏ترين اركان و عناصرى كه در تعريف جامعه‏لحاظ مى‏شود عبارتست‏از:
۱- جمعى از افراد و آحاد انسانى.
۲- روابط منظم، مستمر و عميق.
۳- خودكفايى، استقلال و بى‏نيازى.
۴- تجمع گروهها و واحدهاى كوچكتر.

۱- عناصر اساسى جامعه‏هاى انسانى:
الف- جمعيت:
اعضاى جامعه به صورت يك گروه معين، تشكيل جمعيّت مى‏دهند كه وجود اين اعضا به صورت مجموعه مد نظر است و نه به شكل انفرادى.

ب- فرهنگ:
فرهنگ به مجموعه آداب و رسوم، زبان و شيوه زندگى اطلاق مى‏گردد و نحوه ارتباط افراد در جامعه را معين مى‏كند. رفتارهاى اعضا بايد منطبق با فرهنگ انجام‏پذيرد.

ج- فرآورده‏هاى مادى:
فرآورده‏هاى مادى محصول فعاليت و توليد بشر است.انسان در پرتو زندگى اجتماعى، تكنولوژى و اطلاعات، به توليد كالا و سرمايه مى‏پردازد كه يكى از بنيادهاى جامعه محسوب مى‏شود.

د- ساختار اجتماعى:
سازمان جامعه بشرى متشكل از گروهها، طبقه، پايگاهها و نقشهاست. افراد تنها در قالب اين سازمان بندى اجتماعى است كه مى‏توانند به طور هماهنگ به شكل دسته جمعى زندگى كنند.

ه- نهادهاى اجتماعى:
نهادهاى اجتماعى و نظامهاى نهادين از مهمترين عناصر قوام و استوارى جامعه تلقى مى‏شوند. جامعه در روند ارتباطات و قوانين نهادين است كه از متلاشى شدن باز مى‏ماند. جامعه شناسان بر پنج نظام نهادين عمده تأكيد دارند.
۱- خويشاوندى (منشاء شكل‏گيرى خانواده)
۲- اقتصاد
۳- سياست‏
۴- دين‏
۵- آموزش و پرورش «۱»

سياست عنصر قوام بخش جامعه‏
اگر سياست را به هر يك از معانى و تعاريف بگيريم، مانند «اداره و تدبير عمومى، قدرت و توانايى تأثير، هدايت انسانها به سوى كمال، …» و اگر جامعه را به هر يك معانى و تعاريف بگيريم، مانند دسته‏اى از مردم براى تأمين وسايل زندگى، تداوم نسل، اهداف عالم المنفعه، تعلق به واحد كل و بزرگ و …» ارتباط متقابل جامعه و سياست آشكار مى‏شود.

عمده‏ترين كاركرد دولت در سياست داخلى عبارتند از:
۱- برنامه‏ريزى اقتصادى در سطح كلان.
۲- نظم و نسق بخشيدن به جامعه.
۳- تأمين امنيت.
۴- عدالت اجتماعى.

وظايف دولت در سطح سياست خارجى
۱- روابط با ساير كشورها.
۲- عضويت و حضور در سازمانهاى بين‏المللى و منطقه‏اى.
۳- موضع‏گيرى در مسايل مهم بين‏المللى.
۴- كنترل واردات و صادرات و تجارت خارجى.
۵- حفظ اقتدار، استقلال و حيثيّت ملّى و معنوى ملّت.
سعادت نسبى جامعه، منوط به انجام وظايف و عملكرد صحيح دولت است و از اينجا اهميت رابطه سياست و دولت- و به تبع آن سياست و جامعه- مشخص مى‏شود. از اين رو، سياست «تجلى و نمود عينى آن يعنى دولت و حكومت»، از اركان جامعه و عنصر قوام بخش آن محسوب شده است.
مبانى علم سياست، ص: ۴۱

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • بررسى حاكميت در اسلام‏

    مفهوم حاكميت‏ حاكميت، عبارت از قدرت برترى است كه در سرزمين معين و گروه انسانى مشخص در سطح …
  • دلایل لزوم حكومت اسلامى‏

    عمده‏ترين دلايل عقلى و نقلى، لزوم تشكيل حكومت اسلامى عبارت است از: الف- دلايل عقلى‏ ۱- لاز…
  • قدرت سياسى‏ و منشاء آن

    درباره مفهوم قدرت سياسى گفته شده است: قدرت سياسى، كيفيّتى است كه تحت تأثير آن يك اكثريت بز…
بارگذاری بیشتر در مبانی علم سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

برای ورزش کردن به خودتان پاداش بدهید!

یکی از راه های موفقیت در مدیریت زمان و انجام به موقع کارها و برنامه ها این است که در مواقع…