خانه سیاسی مبانی علم سیاست رابطه جامعه و سياست‏

رابطه جامعه و سياست‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
460

جامعه‏ شناسان جامعه را اينگونه تعريف كرده ‏اند:
دسته‏ اى از مردم كه به اشتراك زندگى مى‏ كنند و مى‏ كوشند به اتفاق، وسايل زندگى خويش را تأمين كنند و نسل را ادامه دهند.
روي هم رفته عمده‏ ترين اركان و عناصرى كه در تعريف جامعه‏ لحاظ مى‏ شود عبارت است ‏از:
۱- جمعى از افراد و آحاد انسانى.
۲- روابط منظم، مستمر و عميق.
۳- خودكفايى، استقلال و بى‏ نيازى.
۴- تجمع گروهها و واحدهاى كوچكتر.

۱- عناصر اساسى جامعه ‏هاى انسانى:
الف- جمعيت:
اعضاى جامعه به صورت يك گروه معين، تشكيل جمعيّت مى‏ دهند كه وجود اين اعضا به صورت مجموعه مد نظر است و نه به شكل انفرادى.

ب- فرهنگ:
فرهنگ به مجموعه آداب و رسوم، زبان و شيوه زندگى اطلاق مى‏ گردد و نحوه ارتباط افراد در جامعه را معين مى‏ كند. رفتارهاى اعضا بايد منطبق با فرهنگ انجام‏ پذيرد.

ج- فرآورده‏ هاى مادى:
فرآورده‏ هاى مادى محصول فعاليت و توليد بشر است.انسان در پرتو زندگى اجتماعى، تكنولوژى و اطلاعات، به توليد كالا و سرمايه مى ‏پردازد كه يكى از بنيادهاى جامعه محسوب مى‏شود.

د- ساختار اجتماعى:
سازمان جامعه بشرى متشكل از گروهها، طبقه، پايگاهها و نقشهاست. افراد تنها در قالب اين سازمان بندى اجتماعى است كه مى ‏توانند به طور هماهنگ به شكل دسته جمعى زندگى كنند.

ه- نهادهاى اجتماعى:
نهادهاى اجتماعى و نظام هاى نهادين از مهمترين عناصر قوام و استوارى جامعه تلقى مى ‏شوند. جامعه در روند ارتباطات و قوانين نهادين است كه از متلاشى شدن باز مى ‏ماند. جامعه شناسان بر پنج نظام نهادين عمده تأكيد دارند.
۱- خويشاوندى (منشاء شكل‏گيرى خانواده)
۲- اقتصاد
۳- سياست‏
۴- دين‏
۵- آموزش و پرورش

سياست عنصر قوام بخش جامعه‏
اگر سياست را به هر يك از معانى و تعاريف بگيريم، مانند «اداره و تدبير عمومى، قدرت و توانايى تأثير، هدايت انسانها به سوى كمال، …» و اگر جامعه را به هر يك معانى و تعاريف بگيريم، مانند دسته ‏اى از مردم براى تأمين وسايل زندگى، تداوم نسل، اهداف عالم المنفعه، تعلق به واحد كل و بزرگ و …» ارتباط متقابل جامعه و سياست آشكار مى‏ شود.

عمده‏ ترين كاركرد دولت در سياست داخلى عبارتند از:
۱- برنامه ‏ريزى اقتصادى در سطح كلان.
۲- نظم و نسق بخشيدن به جامعه.
۳- تأمين امنيت.
۴- عدالت اجتماعى.

وظايف دولت در سطح سياست خارجى
۱- روابط با ساير كشورها.
۲- عضويت و حضور در سازمانهاى بين ‏المللى و منطقه‏ اى.
۳- موضع‏گيرى در مسايل مهم بين‏ المللى.
۴- كنترل واردات و صادرات و تجارت خارجى.
۵- حفظ اقتدار، استقلال و حيثيّت ملّى و معنوى ملّت.
سعادت نسبى جامعه، منوط به انجام وظايف و عملكرد صحيح دولت است و از اينجا اهميت رابطه سياست و دولت- و به تبع آن سياست و جامعه- مشخص مى ‏شود. از اين رو، سياست «تجلى و نمود عينى آن يعنى دولت و حكومت»، از اركان جامعه و عنصر قوام بخش آن محسوب شده است.
مبانى علم سياست، ص: ۴۱

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • كاركردهاى اجتماعى دين

    ۱) دين هنجارها و ارزش‏هاى نخستين جامعه را مهم مى‏داند و پذيرش آنها را براى انسان‏ها آسان م…
بارگذاری بیشتر در مبانی علم سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

عملکرد خوب شما در چه زمینه ای است؟

به زندگی گذشته، به موفقیت های گذشته و به مشاغل گذشته خود نظر کنید و ببینید چه کاری است که …