خانه عرفان اسلامی مقدمات عرفان راه به سوى خدا چگونه است؟

راه به سوى خدا چگونه است؟

2 دقیقه خوانده شده
0
0
101

در بعضى از سفرها به بزرگى برخوردم كه سيمايش به سيماى عارفان مى‏ ماند. با او همراه شده در عرض طريق بدو گفتم: «كَيْفَ الطّريقُ إِلى اللّه»؟ راه به سوى خدا چگونه است؟

گفت: «لَوْ عَرَفْتَ اللّهَ لَعَرَفْتَ الطَّريقَ». اگر او را يافته بودى راه به سوى او را نيز آگاه مى ‏شدى.

پس گفت: اى مرد سالك! بگذار و دور كن از خود خلاف و اختلاف را.

گفتم: علما را چگونه خلاف و اختلافى خواهد بود؟ چه آن‏ها مؤيّد از جانب حقّند.

گفت: چنين است كه مى ‏گويى الّا فى التجريد التوحيد.

بدو گفتم: معناى اين جمله چيست؟

گفت: «فِقْدانُ رُؤْيَةِ ما سواهُ لِوِجْدانه». با بودن او غير را نديدن.

كه منظور از اين جمله نفى هر معبود باطل و مقيّد بودن به طاعت و عبادت حق است.

بدو گفتم: «هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ مَسْروراً»؟ آيا عارف را خوشحالى هست؟

جواب داد: عارف را با اتّصال به خدا اندوه هست؟

گفتم: «أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ طالَ هَمُّهُ»؟ نه اين است كه هركس او را شناخت دچار اندوه هميشگى مى‏ گردد؟

گفت: «مَنْ عَرَفَ زالَ هَمُّهُ». هركس او را شناخت اندوهش براى هميشه برطرف مى‏شود كه اهل معرفت را [لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏] «بقره (۲): ۲۶۲٫».

گفتم: «هَلْ تُغَيِّرُ الدُّنْيا قُلُوبَ الْعارِفينَ»؟ آيا دنيا دل‏هاى عارفان را تغيير و تحوّل مى‏ دهد؟

گفت: «هَلْ تُغَيِّرُ العُقْبى‏ قُلُوبَ الْعارِفينَ حَتّى تُغَيِّرَها الدُّنْيا»؟ آيا آخرت دل آنان را حالى به حالى مى ‏كند تا چه رسد به دنيا؟!

گفتم: «أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ صارَ مُسْتَوْحِشاً»؟ كسى كه خدا را شناخت آيا دچار وحشت نمى‏ گردد؟

گفت: «مَعاذَ اللّه أَنْ يَكُونَ الْعارِفُ مُسْتَوْحِشاً». محال است عارف با شناختن معبود حقيقى دچار وحشت و ترس شود. «وَلكِنْ يَكُونُ مُهاجِراً مُتَجَرّداً». اما عارف در عين تنهايى مسافر به سوى دوست است.

گفتم: «هَلْ يَتَأَسَّفُ الْعارِفُ عَلى شَىْ‏ءٍ غَيْرَ اللّه»؟ آيا عارف به چيزى غير خدا تأسّف مى‏خورد؟

جواب داد: «هَلْ يَعْرِفُ العارِفُ غَيْرَ اللّهِ فَيَتَأَسَّفُ عَلَيْهِ»؟ آيا عارف غير خدا چيزى مى‏ شناسد تا بر او غصّه بخورد؟

گفتم: «هَلْ يَشْتاقُ الْعارِفُ إِلى رَبِّهِ»؟ آيا عارف مشتاق به حضرت ربّ است؟

گفت: «هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ غائِباً طَرْفَةً حَتّى يَشْتاقَ إِلَيْهِ»؟ آيا عارف يك چشم به هم زدن از او غائب است تا مشتاق او باشد؟!

گفتم: «مَا اسْمُ اللّهِ الأَعْظَمُ»؟ اسم اعظم خدا چيست؟

گفت: «أَنْ تَقُولَ اللّهَ وَأَنْتَ تَهابَهُ». آن است كه بگويى اللّه و از او در دلت داراى مهابت شوى.

گفتم: «كَثيراً ما أَقُولُ وَلا تُداخِلُنى الْهِيْبَةَ». زياد خدا مى‏ گويم ولى در دلم مهابت پيدا نمى ‏شود.

گفت: «لِأَنَّكَ تَقُولُ مِنْ حَيْثُ أَنْتَ لا مِنْ حَيْثُ هُوَ». براى آن كه نامش را آن چنان كه هستى مى‏ گويى نه آن چنان كه هست.

گفتم: اى بزرگ! ديگر بار مرا موعظتى فرماى، از گفته ‏هاى تو پند بليغ بگيرم.

گفت: كفايت است از براى موعظت و نصيحت تغييراتى كه در روزگار مى‏ بينى، نيك بنگر و آن را به جهت خود پندى بزرگ دان‏ «۱».

______________________________
(۱)- نامه دانشوران: ۹/ ۱۸٫

 

  • دل های وقفی

    در روابط عاشقانه همواره رسم بر این بوده که همه عشاق حتی آن ها که دلشان به کوچکی دل یک گنجش…
  • چگونه لحظاتی برای خدا در زندگیمان خالی کنیم؟

    همه ما در زندگی با اشتغالات فراوانی روبرو هستیم. بعضی از این اشتغالات حسی است؛ مانند دیدنی…
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • ريشه خوف‏ از مقام حق

    امام صادق عليه السلام علم و آگاهى را ريشه خوف مى‏دانند؛ زيرا خوف از امور قلبى است و امرى ا…
  • فرق خوف و خشيت‏

    خواجه نصير الدين طوسى مى‏گويد: خوف و خشيت گرچه در لغت يك معنى دارند ولى از نظر صاحبدلان م…
  • انواع خوف ممدوح‏

    5- خوف از نقصان در عبادت‏ اين خوف، يكى از عالى‏ترين مراحل كمال انسانى و از بهترين عوامل ح…
بارگذاری بیشتر در مقدمات عرفان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

دیدگاه اجتماعی قرآن برای جامعه آرمانی

استنباط و ترسیم جامعه آرمانی قرآن از آیات بسیاری امکان پذیر است. زیرا: اولا: قرآن، دارای…