خانه اخلاقی اخلاق عبادی راه رسیدن به بالاترین لذت چیست؟

راه رسیدن به بالاترین لذت چیست؟

2 دقیقه خوانده شده
۲
0
538

اپیکوریسم در فرهنگ فارسی معین عبارت است از:  مکتب فلسفی منسوب به اپیکور فیلسوف یونانی . مکتبی که هدف زندگی را درک لذات جسمانی و خوش باشی می داند.

 

اپیکور فیلسوف یونانی
فیلسوف یونانی در ۳۴۱ پیش از میلاد در ۱۹ سالگی به آتن رفت و در آکادمی افلاطون به مدت یک سال به فراگرفتن فلسفه اشتغال داشت
بر روی درب باغ اپیکور این جمله نوشته شده بود:
«ای میهمان تو در اینجا شاد و خرم خواهی زیست زیرا در اینجا سعادت خیر اعلی است» ولی منظور اپیکور از لذت، لذات جسمانی نبود، بلکه لذت در اطاعت از عقل و زندگی بر طبق موازین خرد بود. اپیکوربا هر نوع لذت جسمانی به خصوص لذت شهوت جنسی مخالف بود. به عقیده اپیکور بالاترین لذت نبودن درد است و آنچه درد را برطرف می‌کند، خردمندی است و خردمندی هم در این است که ما خود را از شر شهوت، پرخوری، خرافات مذهبی و ترس از مرگ برهانیم و از رقابت، حسادت و شهرت‌طلبی بپرهیزیم و فقط به فکر تحصیل آرامش ضمیر باطن باشیم.

 

ما برای لذت بیشتر این کارها را انجام می دهیم:
فدا کردن لذت کمتر برای لذت بیشتر
فدا کردن لذت آنی برای لذت ماندگار
حرام کردن بعضی چیزها برای لذت بیشتر
تحمل سختی ها برای لذت بیشتر
دوری از سختی ها خود لذت شمرده می شود
در امان بودن از دشمن در صورت علم، باعث لذت است

 

اقسام لذت کدامند؟ چگونه می توان به لذت برتر دست یافت؟
حقیقت لذت، عبارت است از ادراک چیزى که ملائم و موافق با طبیعت و روحیه انسان باشد؛
یعنی درک چنین اموری برای انسان، لذت آور و موجب شادی و انبساط خاطر او می گردد. و در مقابل، درک و احساس چیزهایى که ناگوار و مخالف اخلاق و طبیعت انسان باشد، درد آور و موجب کدورت روان و ناراحتی است.
براین اساس هر انسانی از برخى امور، لذت مى‏برد و از بعضى رنجور مى‏شود اما اینکه از چه امور لذت ببرد و از چه مسائلی نگران شود به تربیت اخلاقی او مربوط می شود. انسان طبعاً موجودی لذت جوست و کارهای خود را برای رسیدن به لذتی انجام می دهد یا حداقل انگیزه آنها در رفتن به سوی چیزی لذت از آن چیز است.
در یک تقسیم بندی کلی لذت ها بر چهار نوع است:
۱- لذت حسی: لذت هایی که از طریق اعضای بدن و حواس پنج گانه ظاهری نصیب انسان می شود.
۲- لذت خیالی: لذتی که از طریق خیال نصیب انسان می شود؛ مانند لذت در خواب. لذت بردن از ناحیه خیال حضور در جایی زیبا، لذت بردن از یک خاطره خوش و … .
۳- لذت عقلی: لذت بردن از درک حقایق عقلی؛ مانند لذت بردن از کشف فرمول های ریاضی و فیزیک و لذت بردن از آگاهی یافتن بر امور علمی.
۴- لذت معنوی و«روحی»: مانند لذتی که از امور معنوی و بندگی خدا نصیب بنده می شود. البته هدف بنده در امور معنوی و عبادی نباید لذت بردن باشد چون امور عبادی باید خالصانه برای خدا انجام شود، اما به طور طبیعی آنها که اهل امور معنوی و عبادی اند، لذتی نیز عائدشان می شود که کمتر از لذت مادی نیست بلکه برای جمعی بسیار فراتر از آن است.
اما اینکه کدام لذت برتر است بستگی به نوع تفکر و جهان بینی هر فرد دارد از دیدگاه یک انسان مؤمن و الاهی لذتی برتر از رسیدن به مقام رضایت خداوند نیست. از این رو هر کاری که او را به رضای الاهی خدا نزدیک کند دارای لذت برتر است.
مؤمن همیشه در اندیشه انجام کار خیر است؛ البته این خیر گاهى لذیذ و نافع و گاهى تلخ و زیانبار است؛ اگر نسبت ‏به حس و طبیعت‏ بررسى شود، براى ذائقه و نیز از نظر منافع مادى، لذیذ و سود آور نیست، ولى عقل آن را خیر مى‏ داند. از این بالاتر، گاهى برخى از کارها، نه تنها براى ذائقه و حس، لذت و از لحاظ مسائل مادى، سودى ندارد، بلکه عقل هم در تشخیص خیر بودن او «راجل‏» و درمانده است؛ اما وحى که اشراف بر عقل دارد و معلم آن است و آن را شکوفا و دفینه‏ هاى آن را آشکار و شکفته‏ تر مى‏ کند، به عقل مى‏ فهماند که فلان کار خیر است و آن گاه عقل، خیر بودن آن را مى‏ فهمد و مى‏ پذیرد و دستور انجام آن را به بدن صادر مى‏ کند.
در قرآن کریم آمده است: « چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است.‏»[۱]

 

چشیدن طعم ریاست
آیت الله جوادی آملی در این زمینه می فرماید:
“آنها که عاقل، زاهد، عارف، عابد و بنده خدا هستند و طعم ریاست را به خوبى چشیده‏ اند، قبل از این که در باره مسائل اجتماعى، سیاسى و… سخن بگویند، در محیط داخلى روح خود، تکلیف رئیس و مرئوس را مشخص مى‏ کنند و مى‏ گویند روح، باید فرمان بدهد و بدن باید اطاعت کند و این گونه ریاست، لذت بخش است؛ مثلاً روح دستور مى‏ دهد که شما روزه بگیرید، ولى بدن رنج مى‏ برد و اطاعت مى‏ کند و روح از این فرمانروایى بر بدن لذت مى‏ برد. نیز چنین است در نگاه نکردن به نامحرم یا گوش ندادن به آهنگ هاى حرام و یا نخوردن مال هاى حرام و صدها دستورهاى دینى دیگر، ولى جاهل، بدن را بر روح، مسلط کرده و آن را امیر و رئیس مى‏ کند و بر کرسى ریاست مى ‏نشاند و روح الاهى را تحت اسارت بدن مى‏ گیرد.”[۲]

 

راه دست‌یابی به لذت‌های ماندگار
آیا ما با صرف علم به وجود چنین لذت‌هایی اقدام به عمل می‌کنیم؟

ما در زندگی‌مان تجربه کرده‌ایم و می‌دانیم که امور لذت‌بخشی هست اما چندان اشتیاقی برای رسیدن به آن‌‌ها نداریم. صرف دانستن وجود لذت برای انسان تولید انگیزه نمی‌کند به خصوص اگر لذتی باشد که انسان اصلا مشابه‌اش را هم نچشیده باشد. در بعضی از نقاط دنیا میوه‌های لذیذی هست که اصلا نمونه‌اش در کشور ما نیست، اما دانستن این حقیقت چه قدر انگیزه می‌شود برای این‌که انسان به دنبال پیدا کردن و استفاده از آن برود؟

چگونه علم می‌تواند منشأ اثر شود و ما را به سمت انجام عمل حرکت دهد؟

 

انواع انگیزه‌ها و لذت‌ها
در قرآن کریم و روایات در قبال انجام کارهای ارزشمند، به مؤمنان دو گونه وعده‌ داده می‌شود؛ یکی وعده لذت‌هایی است که مشابه آن‌ها را چشیده‌اند و دیگری وعده لذت‌هایی است که از کیفیت آن‌ها بی‌خبرند.
قرآن مجید در مقام تشویق مردم برای انجام کار خیر وعده می‌دهد که در بهشت، خوراک‌ها، شراب‌ها و … خواهید داشت. این‌ها لذت‌هایی است که نمونه‌هایش را در دنیا چشیده‌اند. ذکر این نعمت‌ها زمینه می‌شود تا وجود نعمت‌های بهتر و لذت‌بخش‌تر از این‌ها را هم درک کنند.
اما قرآن اموری را اثبات می‌کند که از سنخی دیگر و لذت‌های بسیار بالاتری هستند (و رِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ) ۳
یا می‌فرماید: «لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ ۴ هرچه می‌خواهند و میل آن را دارند برایشان فراهم می‌کنیم، اما بیش از آن‌چه آن‌ها می‌خواهند هم در نزد ما وجود دارد و به آن‌ها می‌دهیم.»

 

شرایط درک لذت‌های برین
ما از بسیاری از دیدنی‌ها لذت می‌بریم، اما افرادی که نابینا هستند نمی‌توانند آنها را ببینند تا از آنها لذت ببرند؛ اگر چشم‌شان معالجه و بینا می‌شد، دیدنی‌ها را درک می‌کردند و از آن‌ها لذت می‌بردند.
از مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت به طور شایع نقل شده است که ایشان فرموده‌اند: اگر سلاطین عالم می‌دانستند که نماز چه لذتی دارد حاضر بودند برای درک آن لذت دست از سلطنت‌شان بکشند
بسیاری از اوقات، انسان با این ‌که چشم سالم دارد ، اما چون غباری روی چشم او یا روی شیء مرئی را می‌گیرد یا پرده‌ای بین شخص و شیء مرئی قرار می‌گیرد از دیدن آن محروم است و از آن لذت نمی‌برد؛ اگر مانع برطرف شود می‌تواند نگاه کند و از منظره زیبا لذت ببرد.
گاهی مانع در چشم انسان است و گاهی هم بیرون از چشم است.
قرآن می‌فرماید:خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ۵؛ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ۶؛پرده‌ای روی چشم برخی از مردم است و طبعا نمی‌بینند، لذا لذتی هم نمی‌برند. اگر این پرده ماندگار و ضخیم شود به تدریج انسان نابینا می‌شود: بَلْ هُمْ مِنْها عَمُون‏؛۷ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَاوَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛۶ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ۸
آن پرده‌‌ای که مانع دیدن حقایق لذت‌بخش می‌شود پرده غفلت است. لذا روز قیامت می‌گویند:«لَقَدْ كُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ؛۸ تو از این حقیقت غافل بودی و ما در این‌جا پرده‌ از چشم تو برداشتیم غفلت تو پرده‌ای بر حقیقت بود، اما در این عالم این غفلت برطرف شد و نتیجه‌اش این شد که چشم تو تیزبین شد.»
اشخاصی که در دنیا غافل بوده‌اند وقتی در قیامت حقایق را می‌بینند، می‌گویند:«رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُون؛۹
پروردگارا! آنچه وعده داده بودى دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا كار شایسته‏اى انجام دهیم؛ ما یقین داریم ‏ما را بر‌گردانید تا بر طبق یقین‌مان عمل کنیم» اما در جواب ایشان گفته می‌شود: هرگز! فرصت گذشت و از برگشتن خبری نیست. نیز قرآن در وصف اینان می‌فرماید:وَ مَنْ كانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّسَبیلاً؛۱۰
اگر بخواهیم نمونه‌ای از آن لذت‌های برتر را بچشیم باید چشم دلمان را سالم کنیم. باید اعتقادات و ایمان‌مان سالم باشد، و غشایی از غفلت روی دلمان را نگرفته باشد، و حجاب گناه بین ما و معبودمان فاصله ایجاد نکرده باشد. اگر مرتکب گناهی شده باشیم توبه کرده، دل خویش را پاک کنیم. در نهایت هم باید تمرکز و توجه داشته باشیم

پی نوشت ها :
[۱] بقره، ۲۱۶؛َ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ.
[۲] جوادى آملى، عبدالله، مبادى اخلاق در قرآن، ص ۲۴۱٫
۳ . توبه، ۷۲٫
۴ . ق، ۳۵٫
۵ . توبه، ۹۳ و نحل، ۱۰۸ و محمد، ۱۶٫
۶ . نمل، ۶۶٫
۷ . اعراف، ۱۷۹٫
۸ . حج، ۴۶٫
۹ . ق، ۲۲٫
۱۰٫ إسراء، ۷۲٫

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده سرخوش
  • اعمال روز عید قربان

    اعمال روز عید قربان روز عید قربان روز پر فضیلتی است. این عید رو با عکسای گاو و گوسفند ب…
  • روزي که فرشته ها به زمين آمدند

    خيلي دوستش مي داشتند. حاضر بودند جانشان را فداي او کنند. مواظب رفتار و کردار و حرفهاي او ب…
  • چرا مراجع حج رو حرام نمی کنند؟

    چرا مراجع حج رو در این شرایط حرام نمیکنن

    چرا با وجود آشکار بودن حمایت عربستان از داعش و خیلی کارای دیگه، چرا مردم به شوق زیارت کعبه…
بارگذاری بیشتر در اخلاق عبادی

۲ دیدگاه ها

  1. مجمع طلاب وبلاگ نویس

    اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    […] منبع: کلرجی […]

    پاسخ دادن

  2. طلبه آنلاین

    اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    سلام علیکم
    با احترام مطلب شما در مجمع طلاب وبلاگ نویس (Talabeh.net) بازنشر داده شد.
    باتشکر

    پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

چه بد گردنبندی است گناه برای مومن

0 0 …