شکارچی

2 دقیقه خوانده شده
22
0
543

  در زندگی انسان لحظه هایی است که می تواند تمام زندگی او و بلکه نسل های بعدی اش را تحت تاثیر قرار دهد.

روی نیمکت کنار حوض خالی وسط پارک نشسته ام و به پیرمرد جارو به دستی که برگ های خشک درختان را جارو می کند نگاه می کنم. حال و حوصله درست و حسابی ندارم. دیروز بد جور توی ذوقّم خورده. البته مقصرش هم خودم بودم. حالا دیگر بچه ها هم برای بازی به پارک نمی آیند. پارک منظریه شبیه شهر مردگان شده است. تنها نشانه حیات در این پارک صدای قارقار کلاغ ها دم صبح و صدای جیغ و داد بچه گربه هاست. در چنین شرایطی می شود فهمید که ما آدم ها چقدر در زندگی هم نقش داریم. حتی اگر در طول عمرمان یک بار هم آن را به زبان نیاوده باشیم. و یا حتی به همدیگر نگاه هم نکنیم. اینجاست که آدم می  فهمد زیبایی و دلنشینی محیط به آدم هایی است که از کنار هم رد می شوند و می روند. سمت ایستگاه آزادی.
از دانشگاه که داشتم بر می گشتم همه اش حواسم به اتفاق دیروز بود. از این که یک دفعه عصبانی شده بودم و این حرفها را زده بودم از خودم بدم می آمد. چرا باید این قدر کم ظرفیت مانده باشم که با کمترین بهانه ای از کوره در بروم؟ چرا باید آستانه عصبانیتم- در عین این همه درسی که خوانده ام، در عین این همه ادعایی که دارم، در عین این همه کلاسی که برای خودم قائلم؛ – این قدر پایین مانده باشد که با یک سری مشکلات ساده پیش پا افتاده که ممکن است در طول روز برای میلیون ها انسان دیگر هم اتفاق بیفتد از کوره در بروم و چیزهایی به ذهنم بیاید و حرفهایی به زبان بیاورم که وقتی بهشان فکر می کنم از خجالت آب می شوم. یعنی بقیه آدم ها هم مثل من کم جنبه و کم ظرفیتند یا من تافته جدا بافته این مردمم؟
برای یک لحظه از او ناامید شدم. برای یک لحظه بریدم. حس کردم کنارم گذاشته. حس کردم با من قهر کرده. تصمیمی گرفتم که کاش نمی گرفتم. زدم زیر همه قول و قرارهایم.  با او قهر کردم. فکر کردم از این به بعد زندگی را بدون او ادامه بدهم.نمی دانم چه دیدم که جلوی چشمم را گرفت. یک لحظه در برابر مشکلات زندگی ام کم آوردم. در یک لحظه از خدا ناامید شدم. داشتم می رفتم پیش بچه ها که پیامش بهم رسید:
“و هرگاه كه گرفتارى برايت پيش آمد شكايت آن را نزد بندگانم نبر، همانگونه كه وقتى بديها و زشتى هاى تو بالا مى آيد، من شكايت تو را نزد فرشتگانم نمى كنم .”



بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • آنچه خانم ها دوست دارند مردان بدانند

    بسياري از مردها فراموش مي کنند که از خانمشان تعريف و تمجيد کنند. احتمالاً چيزي در لباس پوش…
  • زندگي،عشق، و ديگر هيچ

    گاهي پيش مي آيد که حتي خودتان هم تحليل درستي از احساسات شخصيتان نداريد. در همين حال از همس…
  • روزي که فرشته ها به زمين آمدند

    خيلي دوستش مي داشتند. حاضر بودند جانشان را فداي او کنند. مواظب رفتار و کردار و حرفهاي او ب…
مطالب بیشتر از این نویسنده آقا معلم
  • روزي که فرشته ها به زمين آمدند

    خيلي دوستش مي داشتند. حاضر بودند جانشان را فداي او کنند. مواظب رفتار و کردار و حرفهاي او ب…
  • چرا مراجع حج رو حرام نمی کنند؟

    چرا مراجع حج رو در این شرایط حرام نمیکنن

    چرا با وجود آشکار بودن حمایت عربستان از داعش و خیلی کارای دیگه، چرا مردم به شوق زیارت کعبه…
  • جبر و اختیار

    DETERMINISM AND FREE WILL

    One issue related to God’s justice is the topic of determinism and free will. The proponen…
بارگذاری بیشتر در اخلاق عبادی

22 دیدگاه ها

  1. سحر

    بهمن ۵, ۱۳۸۸ در ۵:۲۰ ب.ظ

    جمله ي آخري خيلي قشنگ و تاثير گذار بود …
    گاهي پيش مياد. چيزايي كوچيك كوچيك دست به دست ميدن و باعث ميشن آدم از كوره در بره. اما بعد كه فكرشو ميكنيم مي بينيم كه سر يه مسئله ي پيش پا افتاده عصباني شده ايم!
    باز خوبه تلنگري شده كه شما زياد به بالا بودن ظرفيتت مطمئن نباشي. و يه جورايي ريستارت كني خودتو :دي
    واسه هر كسي پيش نمياد اين پي بردن به اشتباه …

    پاسخ دادن

  2. سحر

    بهمن ۵, ۱۳۸۸ در ۵:۲۲ ب.ظ

    در مورد نوشته ام نوشته بودي:
    ((اما فکر کنم اونایی که تو دلم ریشه دووندن
    نتونم به این راحتی ازشون جدا شم
    باید نذارم ریشه دار بشن ))

    متاسفانه ۹۹% كسايي كه اومدن وبلاگم و نكامنت گذاشتن متوجه سوالم نشدن …
    شما هم كه داري با “دلبسته نشدن” باهاش مبارزه مي كني :دي
    بي خيال
    موفق باشي
    ممنون از كامنتت
    خدانگهدار

    پاسخ دادن

  3. aitakin

    بهمن ۵, ۱۳۸۸ در ۷:۳۷ ب.ظ

    salam.man kheili dir oomadam sorry bekhatere daneshgah o jaryanate akhare terme vali hameye post-haye ke kardin o bad az comment mikhoonam
    be roozam
    movafagh bashid
    ya ali…

    پاسخ دادن

  4. موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان

    بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۶:۰۴ ق.ظ

    یک عده اى آنچه را که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى که به مردم شد، آن ظلمى که به نظام اسلامى شد، آن هتکى که از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیله ى بعضى انجام گرفت، اینها همه را ندیده می گیرند، فرضاً مسئله ى فلان حادثه را، زندان کهریزك را، یا قضیه ى کوى را قضیه ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد می کنند؛ این خودش یک ظلم دیگر است، مسئله ى اصلى، مسئله ى دیگرى است. مسئله ى اصلى این است که مردم در یک حرکت عظیمى، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم نظیرى حضور پیدا کردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکى دو سال اخیر همین طور پی در پی پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بین المللى براى خودش کسب کرده بود، در یک مرحله ى عالى از امتیاز و آبرو قرار می دهد، بعد ناگهان مشاهده می کنیم یک حرکتى صورت می گیرد براى نابود کردن این حادثه ى افتخارآمیز! مسئله ى اصلى این است. مقام معظم رهبری
    نرم افزار چندرسانه ای این عمار ویژه انتخابات دهم

    پاسخ دادن

  5. اسیر تو

    بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۹:۲۲ ق.ظ

    سلام استاد گرامی
    اینم وبلاگ منه دوست داشتین نگاهی بندازین
    مطالبتونو خوندم جالب و مفید بود
    التماس دعا

    پاسخ دادن

  6. طلبه بلاگ

    بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۵:۰۷ ب.ظ

    وبلاگ نویس محترم سلام؛
    بازنشر طلبه بلاگ ، با رصد دائمی وبلاگ های ثبت شده طلاب ، مطالب روزانه آنها را با دقت مطالعه و بعد از بررسی ، به صورت موضوعی منتشر میکند .در صورتی که شما نیز از طلاب بلاگر هستید ، خواهشمند است جهت تسهیل در ارتباطات بعدی و تعاملات بیشتر پایگاه، وبلاگ خود را از طریق بخش ثبت وبلاگ ثبت نمایید
    http://www.talabeblog.ir/
    با تشکر
    طلبه بلاگ

    پاسخ دادن

  7. s

    بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۹:۱۴ ب.ظ

    جمله ی اخر تاثیر گذار بود…به خاطر تاثیر عمیقش ممنون.

    پاسخ دادن

  8. خانه طلاب

    بهمن ۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۹ ق.ظ

    سلام دوست عزیز
    وبلاگ خانه طلاب را دیده‌اي؟
    اگه تونستی حتما به خانه طلاب تشریف بیاورید.
    ضمنا در صورت امکان خانه طلاب را لینک کنید ـ شما هم در خانه طلاب لینک شده‌اید.
    به امید دیدار شما در خانه طلاب.

    http://www.engholt.blogfa.com/

    پاسخ دادن

  9. میلاد

    بهمن ۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۱ ق.ظ

    درود بر شما

    پاسخ دادن

  10. parsa

    بهمن ۷, ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ب.ظ

  11. اسیر تو

    بهمن ۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳ ب.ظ

    در زندگی انسان لحظه هایی است که یک تصمیم می تواند تمام زندگی او و بلکه نسل های بعدی او را تحت تاثیر قرار دهد

    واقعا عالی بود استاد
    التماس دعا

    پاسخ دادن

    • sabookesh

      بهمن ۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

      سلام. متشکرم. امیدوارم لذت برده باشید

      پاسخ دادن

  12. الهه السادات

    بهمن ۱۱, ۱۳۸۸ در ۶:۰۷ ب.ظ

    سلام و عرض ادب
    خیلی مطالب خوبی بود منظورم این دو مطلب اخری بود که خواندم
    به منم سری بزنید
    التماس دعا

    پاسخ دادن

    • sabookesh

      بهمن ۱۳, ۱۳۸۸ در ۳:۴۲ ب.ظ

      سلام. متشکرم. امیدوارم خوشتون اومده باشه

      پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

آنچه خانم ها دوست دارند مردان بدانند

بسياري از مردها فراموش مي کنند که از خانمشان تعريف و تمجيد کنند. احتمالاً چيزي در لباس پوش…