خانه سیاسی مبانی علم سیاست قدرت سياسى‏ و منشاء آن

قدرت سياسى‏ و منشاء آن

2 دقیقه خوانده شده
0
0
125

درباره مفهوم قدرت سياسى گفته شده است:
قدرت سياسى، كيفيّتى است كه تحت تأثير آن يك اكثريت بزرگ از يك اقليت خيلى كوچك اطاعت مى‏كند. «۱»
قلمرو و حوزه قدرت سياسى، دولت و كشور است دولت شامل اجتماعات كوچكتر چون خانواده، ده، شهر، استان، را در خود داراست. دولت در جوامع كنونى، قدرت سياسى را در دست دارد و كليه گروههاى طالب قدرت مانند احزاب به دنبال كسب قدرت سياسى با مشاركت در آن هستند.
قدرت سياسى (دولت)، با ويژگيهاى ذيل، آسانتر مورد شناخت و تجزيه و تحليل قرارمى‏گيرد.
۱- تنها قدرتى است كه در جامعه سياسى حقّ اعمال زور دارد.
۲- مافوق همه قدرتهاست و قدرتهاى ديگر را محدود مى‏كند.
۳- واجب الاطاعه از سوى تمام سازمانها و گروههاى قدرت است.
۴- زور را به عنوان آخرين حربه در اعمال قدرت به كار مى‏برد.
۵- آخرين سخن و تصميم در روند سياستگذارى جامعه از جانب اوست.

منشأ قدرت سياسى‏
چرا قدرت سياسى در جامعه شكل گرفت؟ چرا مردم ناچارند از آن اطاعت كنند؟
تئورى‏هاى قدرت سياسى، در پاسخ به اين سؤالها شكل گرفته‏اند. اين تئورى‏ها يك نوع ايمان سياسى براى قدرت حاكم به وجود مى‏آورد كه اولًا مردم اطاعت از آن را از قلب و رضا مى‏پذيرند و ثانياً استفاده از وسايل زور و خشونت از جانب قدرت سياسى مشروعيت پيدا مى‏كند. اين تئوريها عبارتند از:

الف- دكترينهاى الهى:
در متنهاى موجود علم سياست، نظريه‏هايى كه «قدرت» را از آن خدا دانسته و انتقال قدرت سياسى را به افراد شايسته، تنها از جانب او مشروع مى‏دانند، تحت عنوان «دكترينهاى الهى» طرح مى‏شوند. از اين رو، حسب روال متداول در علم سياست، دكترينهاى دينى غير اسلامى را تحت اين عنوان مى‏آوريم و در جاى خود، به دكترين اسلامى در مورد قدرت سياسى خواهيم پرداخت.

۱- طبيعت الهى فرمانروايان:
بيشتر فرمانروايان در اعصار باستانى، خود را در زمره خدايان مى‏دانستند. زمامداران آن دوران با تكيه بر عنوان الهى بر مردم حكومت مى‏كردند. فرعونهاى مصر، امپراتورهاى روم و ژاپن از جمله آنها بودند.
اطاعت مردم از آنها و تداوم حكومت آنان، از آن جمله ميسّر بود كه مردم آنها را بديد خدايان مى‏نگريستند و بر خود واجب مى‏دانستند كه اطاعت كنند. «۱»
قرآن كريم، اين معجزه هميشه جاويد الهى، اين واقعيت تلخ تاريخى را در مورد «فرعون» چنين بيان مى‏كند:
«فَقالَ انَا رَبُّكُمُ اْلَاعْلى‏» «۲»
پس گفت، منم پروردگار شما، كه برتر است.

۲- نيابت خدايى:
اين دكترين بيانگر دوران قرون وسطى و حاكميت كليساست. فرمانروايان و زمامداران تنها در صورتى حاكميت مشروع پيدا مى‏كردند كه از جانب مقامات كليسا، مورد تأييد واقع مى‏شدند. زيرا، پاپ، مقام اعظم كليسا، نايب خداوند در روى زمين به شمار مى‏رفت. از اين رو پادشاهان مى‏بايست در نزد پاپ تاجگذارى مى‏كردند تا حق فرمانروايى قانونى پيدا كنند.
قدرت در اين دكترين فقط مختص خداست و هم او، آن را در اختيار مقام معنوى مذهب مسيحيت (پاپ)، قرار داده است. بنابراين، قدرت سياسى به لحاظ سلسله مراتب بايد قدرت مورد تأييد كليسا باشد. «۳»

۳- مشيّت الهى:
بر اساس اين دكترين، هر قدرتى ناشى از خداوند است ولى تعيين صاحب قدرت به طور عملى انسانى است و الوهيت به طور مستقيم در انتخاب و انتصاب فرمانروايان دخالت ندارد. مگر با اعمال حكمت و مشيت خود و آن هم در صورتى است كه به آزادى بندگانش كه خداوند عطا فرموده، تعارضى نداشته باشند. «۴»

ب- دكترين‏هاى مردمى‏
توجيه قدرت سياسى در دوران معاصر با دو دكترين ذيل مى‏باشد.
۱- دكترين‏هاى دموكراسى (ليبرال):
جان لاك و «ژاك روسو» از مبتكران اين نظريه مى‏باشند. آنان براى اثبات حق ملّت در تعيين سرنوشت و جلوگيرى از استبداد زمامداران، دكترينِ «ملّى» را ارائه دادند. بر اساس اين دكترين، مردم تشكيل دهنده «ملّت» در يك كشور هستند. ملّت، بدون وجود افراد و آحاد انسانى، قوام نمى‏يابد. دولت و قدرت سياسى نيز، بدون ملّت، قوام نمى‏يابد، زيرا قدرت در گرو اطاعت مردم است. اگر مردم از قدرت حاكم اطاعت نكنند، قدرت، متلاشى شده و از بين مى‏رود. پس، قدرت از آنِ مردم است.
ژان ژاك روسو، در كتاب «قرارداد اجتماعى» چنين استدلالى را ارائه مى‏دهد:
دولت و حكومت، ناشى از يك قرارداد اجتماعى است كه مردم به رضايت در بين خود منعقد كرده‏اند. مردم، رضايت دادند كه ميزانى از حق آزادى خود را در قبال تأمين نظم و امنيت، به حاكم تفويض كنند. از اين رو، حاكم و زمامدار در مقابل مردم، مسؤول است. «۱» اين دكترين، بنياد حكومتهاى دموكراسى نوين در قرون اخير گرديد و حكومت با قدرت محدود را ايجاد كرد.

۲- دكترين زحمتكشان:
ماركسيسم فلسفه تشكيل دولت را، ماترياليسم تاريخى، مالكيت و طبقه حاكمه مى‏داند. اين مكتب مدعى است كه مبناى تشكيل دولت، «زور» و «غلبه» است؛ بدين معنى كه طبقه حاكمه، مانند سرمايه‏داران در نظام سرمايه‏دارى، دولت يعنى كاربرد زور انحصارى براى تأمين منافع را، تأسيس كردند تا سلطه و ثروت و امنيت خود را حفظ كرده، تداوم بخشند. «۱»
اما در نظام سوسياليستى كارگران بايد به عنوان اكثريت در جامعه صنعتى منشاء قدرت سياسى باشند. زحمتكشان با كسب قدرت سياسى، منافع اكثريت يك جامعه صنعتى را حفظ مى‏كنند. دكترين زحمتكشان، توصيه كننده كسب قدرت سياسى توسط كارگران در يك رژيم كمونيستى بود كه در عمل هيچ‏گاه متحقق نشد.

ج- اسلام و قدرت سياسى‏
بحث در مورد اسلام و قدرت سياسى به موضوعات مختلفى چون «لزوم حكومت اسلامى»، «حاكميت الهى»، «اهداف دولت اسلامى»، «زمامدار و حاكم اسلامى» و «امت اسلام»، موضوعيّت طرح در ذيل اين عنوان را دارد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • عملیات‌روانی چیست؟

    تعریف عملیات‌روانی: عملیات‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر ا…
  • جزوات کلاسی

    سلام به همگی جزوات کلاسی رو از این لینک دانلود کنید: …
  • لیبرال ترین مسجد دنیا

    مسجد ابن رشد - گوته در یک خیابان تجاری شلوغ در منطقه مهاجرنشین موابیت در غرب برلین قرار دا…
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • بررسى حاكميت در اسلام‏

    مفهوم حاكميت‏ حاكميت، عبارت از قدرت برترى است كه در سرزمين معين و گروه انسانى مشخص در سطح …
  • دلایل لزوم حكومت اسلامى‏

    عمده‏ترين دلايل عقلى و نقلى، لزوم تشكيل حكومت اسلامى عبارت است از: الف- دلايل عقلى‏ ۱- لاز…
  • تعريف قدرت‏ و ملاحظات آن

    تعريف قدرت‏ برخى قدرت را مفهوم كمّى مى‏دانند و آن را به «ايجاد آثار و نتايج مورد نظر» تعري…
بارگذاری بیشتر در مبانی علم سیاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

عملیات‌روانی چیست؟

تعریف عملیات‌روانی: عملیات‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر ا…