خانه سیاسی اندیشه های سیاسی مبانی اندیشه سیاسی اسلام

مبانی اندیشه سیاسی اسلام

2 دقیقه خوانده شده
0
0
105

اسلام به عنوان یک دین، دارای اصول مشترکی با دیگر ادیان است. اما این دین علاوه بر داشتن اصول، دارای معرفت های دینی بیشتری با توجه به وضعیت و مدل آن است؛ زیرا دینی که داعیه اصلاح جهان را دارد. بنابراین در راستای اصلاح جهانی، باید دارای فلسفه و نظام سیاسی نیز باشد. آنچه روشن است، در عمل این اتفاق افتاد و رسول خدا… با تشکیل قدرت سیاسی بر اساس آیات مکی در تشکیل حکومت اسلامی و استقرار سیاسی در مدینه به این امر مهم پرداختند. باید دانست که استقبال مردم مدینه از این بستر، تنها تشکیل نظام آن را فراهم کرد و تعیین و فلسفه آن، امری الهی و دینی بود. بعد از وفات رسول خدا… این نوع مدل حکومتی با سکولار کردن آن از سوی خلفای اهل سنت و بعد از آن بنی امیه و بنی عباس، طبق فرمایش امام علی† اینان با کنار گذاشتن دین خدا و عمل نکردن به احکام آن علاوه بر سکولار کردن فضای حاکم، به فرار از زیر پرچم اسلام پرداختند تا مصالح جناحی، قومی و قبیلگی سامان یافته و به منعت های بیشتری برسند. امامان شیعه و شیعیان در طول تاریخ در تلاش بودند تا مدل حکومتی رسول خدا… را زنده کنند؛ ولی تلاش سیستم دین گریز، این فرصت را از دست شیعیان می گرفت. بنابراین، آنان در طول تاریخ با بیان اندیشه های خویش در آثار علمی و مکتوب خود، در پی بیان این اندیشه ناب بوده تا در فرصت زمانی خاصی حکومت اسلامی تشکیل یابد.

تعریف مفاهیم
۱٫ اندیشه سیاسی

تئوری نهادهای سیاسی، خط مشی و رفتار سیاسی.[۱] اندیشه سیاسی مجموعه ای از آراء و عقایدی است که به شیوه ای عقلانی و منطقی و مستدل درباره چگونگی سازمان دادن به زندگی سیاسی مطرح می گردد که می تواند توصیفی یا تبیینی باشد.[۲]

هدف اندیشه سیاسی پیدا نمودن راه های بالا بردن کارآمدی حوزه سیاسی و اداره بهتر جامعه می باشد. اندیشه سیاسی اگر بر اساس مبانی فلسفی طرح گردد، فلسفه سیاسی و اگر بر اساس مبانی فقهی یا کلامی مطرح گردد، فقه سیاسی یا کلام سیاسی نامیده می شود.[۳]

 

۲٫حاکم یا سلطان

شخص،رکن یا دستگاهی که حاکمیت به او واگذار شده است.[۴] فرمان روایی که بالاترین درجه قدرت را دارا باشد.[۵]

 

۳٫حکومت اسلامی

حکومتی که در آن،اداره امور کشور و رسیدگی به مسائل جامعه،مطابق دستورات و قوانین اسلام است.در حکومت اسلامی،حاکمیت بر انسان و جامعه انسانی تنها مخصوص خداوند است.

تدابیر و هدایت جامعه در راه مستقیمی که به آخرت ختم می شود و الی الله است.این سیاسیت، مختص به انبیاء و اولیاء و به تبع آنها،علمای بیدار اسلام و علمای بیدار هر ملتی است.[۶]

 

۴٫حکومت ظلم

حکومتی که در آن همه چیز در دست یک فرمان روای ستمگر و مستبد قرار گرفته باشد.یعنی تمام اختیارات در دست یک شخص است که تنها اراده خود را معیار درستی و خوبی می داند و همه کارها را مطابق میل خود اداره می کند.[۷]

 

۵٫تقیه

«مراد از تقیه، بر حذر ماندن از ضرر دیگران است به وسیله موافقت کردن با او در گفتار یا عملی که مخالف حق است.»[۸]

تقیه واژه ای عربی به معنی خودداری از اظهار نظر عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخص باشد.[۹]

 

نظام سیاسی در اسلام

روشن است، اگر هر گروه و یا فردی بتواند بر پایه تصورات ذهنی و رفتاری و یا نظام فکری خویش، به تشکیل نظام سیاسی اقدام کند، یک دین که داعیه اداره جهان را دارد، نیز باید دارای مدل حکومتی باشد. به عبارت دیگر نظام سیاسی مبتنی بر مبانی خاص خویش را باید داشته باشد. اکنون باتوجه به این مقدمه می توان گفت: دین اسلام علاوه بر داشتن نظام سیاسی و مدل اجرایی، می تواند به اداره بهتر جامعه کمک کند. تشکیل سازمان سیاسی اگر بر پایه معرفت دینی در حفظ سعادت بشر و سوق انسان به سوی رستگاری گام برندارد، کارآمد نیست. دین اسلام برای حل این مشکل، چاره اندیشه و مبانی معرفتی خویش را معرفی کرده است. قابل توجه آنکه داشتن نظام سیاسی و اندیشه سیاسی کارآمد از اساس دین اسلام است و آنچه در خارج از این اندیشه بر خلاف آن اجرا شود، بیان گر عدم مدیریت افراد در بکارگیری این نظام است. زیرا در این نوع رفتار به مبانی توجه نشده و به اهداف و خواسته های حزبی و شخصی توجه شده است. زیرا مدل سیاسی اسلام توحیدی و وحیانی است و کتاب خدا غلط نیست.

 

پیش فرض های نظام سیاسی
نظام سیاسی و مسئله مشروعیت

پس از پذیرش ضرورت زندگی اجتماعی برای انسان، ضرورت نظم اجتماعی برای حیات او مطرح می شود. فرمانروایی سیاسی بر بستر نظم اجتماعی مستقر می شود. در هر فرمانروایی نوعی نابرابری و تقسیم انسان ها به دو دسته فرمانروا و فرمانبر، دستور دهنده و اطاعت کننده، حاکم و محکوم متولد می شود که نیازمند استدلال استناد و توجیه است. به آنچه که نابرابری را توجیه و پذیرفتنی جلوه می دهد و مشکل عدم اطاعت فرمانبران از فرمانروایان را حل می کند مشروعیت گفته می شود.

 

چهار نوع مشروعیت:

۱- ….نظریه فرادستی و فرودستی طبیعی
۲……فرمانروایی معطوف به شناخت خیر و سعادت

۳……. فرمانروایی الهی

۴…… فرمانروایی مبتنی بر رضایت

آیات الهی در نفی سلطتنت ظلم وجود دارد.

از نظر اندیشمندان شیعه، مشروعیت الهی درست است و دیگر موارد قابلیت اداره انسان را در تمام حوزه ها را ندارد. نظریه مشروعیت، معطوف به سعادت انسان و شناخت خیر در نظریه مشروعیت الهی است. آیات الهی نیز مبتنی بر مشروعیت خدا و غیر مشروع بودن حکومت مبتنی بر غلبه، سلطنت و وراثت است. آیاتی که مشروعیت فرعونیان را قبول ندارد.اعراف/۱۳۶٫ ایاتی که اشاره به عدم تعلق رهبری به ظالمان را دارد.بقره/۱۲۴

 

نظام سیاسی مشروع

حق حاکمیت با انبیاء و اوصیا با نص و نصب الهی و دارای ویژگی های چون عصمت هستند.

آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعم فی شیء فردّوه الی الله و السول ا کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر. نساء۵۹

از امام صادق پرسیدند که چرا نام امامان شیعه در قرآن نیست؟ امام صادق فرمودند: به دلیل آنکه در قرآن اصل حج آمده و از جزئیات آن خبری نیست و به اصل نماز پرداخته شده و از جزئیات آن خبری نیست، اصل امامت نیز در قرآن طبق این آیه آمده و بر پیامبر است که مصداق ائمه را معرفی کند.

آیاتی که به مشروعیت نظام سیاسی الهی تکیه دارند عبارتند از:

آیاتی که بر حقانیت و مشروعیت نظام سیاسی انبیای الهی اشاره دارد. بقره/۲۵۱ در این آیه منصب حکومت از جانب خدا به داود داده شده است.
آیاتی که پیامبر اکرم… تشکیل نظام سیاسی و ولایت سیاسی را برای خود درخواست می کند.اسراء/۸۰
آیات ولایت، تطهیر و مودت: در آیات انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس، انی جاعلک للناس اماما، جعلنا منهم ائمه یهدون به امرنا و در استناد به فرمایش علامه در نفی ظلم از این افراد با استدلال عقل برای آن می توان استناد کرد.

 

مدل نظام سیاسی در اسلام
مراتب حكومت اسلامي

اسلام با نظر به اهميت و تأثيري كه در هدايت انسان‌ها و زمينه رشد ارزش‌هاي افراد دارد، مديريت و نظام خاصي را براي آن ترسيم كرده است. بر اساس ديدگاه عقيدتي شيعه، حاكميت در اصل، از آن خداست و به عبارت ديگر، حاكميت از شئون ربوبيت الهي است. هيچ‌كس حق حكومت بر انساني را ندارد، مگر آنكه خدا به او اجازه دهد. پيامبران و خاتم آنها حضرت محمّد صلي‌الله‌عليه‌و‌آلهو اوصياي معصوم ايشان عليهم‌السلام اين وظيفه را بر عهده دارند. در عصر غيبت نيز فقها با اذن عام از ائمّه اطهار عليهم‌السلام اجازه حكومت بر انسان‌ها را دارند. بنابراين، ساختار كلي نظام سياسي شيعه، نظامي ولايي و بر محور ولایت و امامت است.

 

۱٫ حكومت پيامبران

با مراجعه و تأمّل در آياتي از قرآن كريم، درمي‌يابيم كه اطاعت مردم از اوامر پيامبران براي هدايت يافتن واجب است؛ چنان‌كه خداوند در سوره نساء آيه ۶۴ مي‌فرمايد:

ما هيچ پيامبري را نفرستاديم، مگر براي اينكه به فرمان خدا، از وي اطاعت شود.

علّامه طباطبائي در ذيل اين آيه، درباره وجوب اطاعت از پيامبران عليهم‌السلام مي‌نويسد: خداوند در اين آيه و آيات ديگر، دستور مي‌دهد كه مردم هنگام بروز نزاع، به خدا و رسول او مراجعه كنند و نيز اطاعت از پيامبر در دو جنبه است: يكي اطاعت از تشريع احكام نازل شده توسط وحي از سوي پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، و ديگري بيان دسته ديگري از احكام كه آن جناب به مقتضاي ولايتي كه بر مردم داشتند و زمام حكومت و قضا در دست ايشان بود.[۱۰]

از نظر شيخ مفيد و قاطبه علماي شيعه، با نزول وحي بر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در ابلاغ رسالت الهي، آنها به عنوان اولين گروه از حاكمان، وظيفه دارند به تشكيل حكومت بپردازند و حدود الهي را اجرا كنند. وي مي‌نويسد: من مي‌گويم: ائمّه اطهار عليهم‌السلام قائم‌مقام انبيا در تنفيذ احكام و اقامه حدود و حفظ شريعت و مربّي مردم هستند.[۱۱]

شيخ مفيد با اين بيان، اگرچه امامان معصوم شيعه عليهم‌السلام را در امر تفسير و تبيين احكام اسلامي و اقامه حدود الهي، جانشين انبيا در امور محوّله بدان مي‌داند، اما به اعتقاد وي، انبياي الهي و به ويژه پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بايد شريعت اسلام را حفظ كنند و به اجراي حدود الهي بپردازند. حفظ شريعت و تبيين و اجراي حدود نيز در صورتي امكان تحقق دارد كه حكومتي از سوي انبيا تشكيل شود.

 

۲٫ حكومت امامان شيعه

«امامت» يكي از مسائل اساسي و ضروري شيعه به شمار مي‌رود.[۱۲] «امامت» به معناي زعامت امّت در امور معاش و معاد است. اين بنياد سياسي و ديني همواره مورد تأكيد شيعيان بوده و آنان با اتكا بر آن به مبارزه با سلاطين جور پرداخته و حكومت آنها را نامشروع دانسته‌اند. «امام» از نظر شيعه، علاوه بر پيشوايي ديني، رهبر سياسي نيز هست و در تمامي رفتارهاي سياسي، شيعيان همواره به او توجه مي‌كنند و اوامر او را مي‌پذيرند. آموزه «اطاعت از امامان شيعه»، در كلام و مباني عقيدتي شيعه، ريشه قرآني دارد؛ زيرا خداوند در سوره نساء آيه ۵۹، پس از پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، مسلمانان را به پي‌روي از جانشينان وي دعوت نموده، مي‌فرمايد:

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! اطاعت كنيد خدا را؛ و اطاعت كنيد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خدا و اولوالامر را.

علّامه طباطبائي در تفسير واژه «اولواالامر» مي‌نويسد:

كار آنان صادر نمودن آرائي است كه به نظرشان صحيح است، و اطاعت از آنان در آراء و اقوالشان بر مردم واجب است؛ همان‌طور كه اطاعت از رسول خدا در آراء و اقوالش بر مردم واجب است.[۱۳]

از نظر تاريخي، مسلّم است كه از ميان امامان معصوم عليهم‌السلام تنها اميرالمؤمنين عليو امام حسن مجتبي عليهماالسلام براي مدت بسيار كوتاهي به حاكميتي كه حق آنها بود، رسيدند و ديگر ائمّه به خاطر سلطه حاكمان جور، موفق به گرفتن حق خويش شدند.[۱۴] امام عليه‌السلام به عنوان رهبر ديني و سياسي جامعه از نظر شيعه و به ويژه در نگاه كلامي شيخ مفيد، بايد داراي چند ويژگي خاص باشد؛ از جمله: ۱٫ عصمت؛ ۲٫ علم و دانش ديني و سياسي؛ ۳٫ كمال.

شيخ مفيد همگام با ساير فقها و متكلّمان شيعه، امامت و حكومت امام عليه‌السلام را نوعي رياست و رهبري عمومي براي شيعه در امور دين و دنيا مي‌داند و از ديدگاه وي، امامان شيعه زعامت سياسي و اجتماعي بر مردم دارند و اطاعت از آنان بر مردم لازم است تا حكومتشان در جامعه محقّق گردد. وي مي‌گويد: ائمّه اطهار عليهم‌السلامقائم‌مقام انبيا در تنفيذ احكام و اقامه حدود و حفظ شريعت و مربّي تربيت مردم هستند. آنها معصوم هستند؛ همانند عصمت انبيا.[۱۵]

ايشان در جايي ديگر، مي‌گويد: اما اجراي حدود الهي بر عهده سلطان اسلام است كه از جانب خداي متعال نصب شده و آنان عبارتند از: امامان هدايتگر از آل محمّد عليهم‌السلام.[۱۶]

با اين تعاريف، از مقام «امامت»، امام عليه‌السلام نه تنها رئيس اداري، قضايي و نظامي امّت است، بلكه معلّم و مربّي مردم در امور تربيتي نيز هست.

خلاصه سخن آنكه ابن معلّم، ائمّه اطهار عليهم‌السلام از نسل خاندان رسالت و وحي را جانشين پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آلهمي‌داند و وظيفه آنها را علاوه بر هدايت تربيتي، اجراي احكام حكومتي و حدود الهي مي‌داند، اگرچه حكومتي در اختيار نداشته باشند.

 

۳٫ حكومت فقيهان

گروه ديگري كه صلاحيت حكومت بر مردم را دارند، فقيهان هستند. در عصر غيبت كبرا بنابر روايات متعدد از سوي ائمّه اطهار عليهم‌السلام، فقيهان وظيفه دارند مديريت فقهي و سياسي شيعه را بر عهده بگيرند. يكي از مشهورترين روايات به عنوان دليل نقلي بر «ولايت فقيه»، حديث مراجعه به فقيهان در حوادث واقعه است. شيخ صدوق اين روايت را چنين نقل مي‌كند: در رخدادهايي كه اتفاق مي‌افتند به راويان حديث ما مراجعه كنيد؛ زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم.[۱۷]

مرحوم كليني نيز پيرامون نقش فقيهان در اجراي حدود الهي و مراجعه به آراء آنها، روايت عمربن حنظله از امام صادق عليه‌السلام را چنين نقل مي‌كند: عمربن حنظله مي‌گويد: روزي از امام صادق عليه‌السلامپرسيدم: هر گاه دو نفر از شيعيان درباره مسئله‌اي همچون قرض يا ارث درگير شوند و براي داوري ميان خود، نزد پادشاه ستمگر و يا قاضيان رسمي حكومت او بروند، آيا چنين كاري پسنديده و درست است؟ امام فرمودند: هر يك از آن دو نفر، داوري آنان را، چه در امري كه حق باشد، چه باطل، بپذيرد به يقين، به طاغوت روي آورده است و هر چيزي كه چنين حاكمي به سود او حكم كند، اگرچه به حق هم حكم نموده باشد، حرام و باطل است؛ زيرا او حق خود را به حكم طاغوت (از حاكم ستمگر) گرفته است، و حال آنكه خداوند به بندگان خود فرمان داده است كه از طاغوت روي گردانند، آنجا كه در آيه ۶۰ سوره نساء مي‌فرمايد: «آنان مي‌خواهند كه از طاغوت داوري بخواهند، در حالي كه به ايشان دستور داده شده است از آن رويگردان باشند.»

وي مي‌گويد: سپس از امام صادق عليه‌السلام پرسيدم: اي پسر پيامبر خدا! پس مي‌گوييد كه آن دو نفر چه كنند؟ امام فرمودند: بنگرند كه كدام‌يك از شما مردم، روايتگر حديث ماييد و در حلال و حرام ما صاحب‌نظر و خبره، و احكام ما را به خوبي مي‌شناسيد. آن هنگام داوري را به نزد او ببرند و حكم خود را به او واگذارند و به نتيجه داوري او خشنود باشند؛ زيرا من چنين شخصي را بر شما حاكم قرار داده‌ام. هر گاه چنان حاكمي ميان شما داوري كرد و حكم فرمود و سخن او پذيرفته نشد، به يقين، حكم خدا را كوچك شمرده و فرمان ما را نپذيرفته است، و كسي كه ما را نپذيرد، گويي كه خدا را نپذيرفته و چنين كسي در حدّ شرك‌ورزي به خداست.[۱۸]

از اين روايت و اشاراتي كه شيخ مفيد در المقنعه دارد، به خوبي مشخص مي‌گردد كه كسي براي ولايت و سرپرستي مردم صلاحيت دارد كه دو ويژگي مهم داشته باشد:

علم به احكام الهي شامل مديريت، بينش سياسي و اجتماعي و فقاهت. وي بايد اهل حق، عادل، عاقل و داراي فضل و رأي باشد.
توانايي انجام امور محوّله مردم.

در اين زمينه، شيخ مفيد براي حفظ نظام اسلامي و اجراي قوانين الهي، وجود حاكم و حكومت از سوي خدا را ضروري مي‌داند. او بر اين نكته تأكيد دارد كه در زمان غيبت امام معصوم عليه‌السلام، در ظاهر، بايد افرادي كه به احكام و قواعد دين آشنايي دارند اين وظيفه را بر عهده بگيرند و بجز ويژگي‌هاي خاص امام، از جمله «عصمت»، ساير ويژگي‌هاي رهبر سياسي جامعه را داشته باشند. وي مي‌نويسد: در نبود سلطان عادل در اموري كه ذكر گرديد، اجراي آنها بر عهده فقهاي شيعه است كه عادل، عاقل، كاردان و اهل فضل و دانش باشند.[۱۹]

از ديدگاه شيخ مفيد، هرگاه هر يك از فقهاي شيعه امكان تنفيذ و اجراي احكام حدود، قصاص و امر به معروف و نهي از منكر را در خود يافت، به عنوان تكليف و وظيفه الهي و ديني، بايد بدان عمل كند. البته اين امر به تأمين امنيت و آسودگي خيال بستگي دارد. و هر گاه كسي از فقهاي عادلي كه اين مسؤليت را به عهده گرفته است اطاعت نكند و به حاكمان جور توجه نمايد و به فرمان آنان تن در دهد، مرتكب گناه شده است. وي مي‌نويسد: اما اجراي حدود، بر عهده سلطان اسلام است كه از جانب خداي متعال نصب شده و آنان عبارتند از: امامان هدايت از آل‌محمّد عليهم‌السلام و كساني از فقهاي شيعه كه آنان به امارت نصب كرده‌اند و اين ولايت را به آنان تفويض نموده‌اند. پس هر كس ـ در صورت نبود حكومت عدل ـ مي‌تواند حدود را بر اولاد و نزديكانش اقامه كند و از سلطان ظالم نترسد، و همچنين اگر بتواند دامنه كار را گسترش دهد و بر قبيله و مردم شهرش اجرا كند، سپس مي‌تواند دست دزد را قطع كند و بر زناكار حد جاري نمايد.[۲۰]

حاصل آنكه ساختار انديشه سياسي شيعه در عصر غيبت، نظامي ولايي است كه با تصدّي ولايت و حكومت به وسيله فقيه عادل، كارشناس و متعهد سامان مي‌گيرد. نيز بايد كسي هدايت و سكّان‌داري جامعه را بر عهده گيرد كه علاوه بر مشروعيت، بسط يد و جايگاه مردمي نيز داشته باشد.

وظايف و اختيارت فقيه در عصر غيبت: خطوط كلي و اساسي «فقه سياسي» در منابع غني شيعه وجود دارد و فقهاي بزرگ شيعه در كنار ديگر احكام اسلام، به تحقيق و بررسي در اين زمينه نيز پرداخته‌اند. اما به دليل آنكه براي فقهاي شيعه و به ويژه شيخ مفيد در عصر غيبت كبرا، زمينه كافي براي اجراي احكام حكومتي اسلام نبود و پيوسته حاكمان جور در رأس امور حكومتي قرار داشتند، در ابواب گوناگون فقه، انديشه سياسي خود را مطرح كرده و بدان پرداخته‌اند.

در نگاه شيخ مفيد، تشكيل حكومت براي ايجاد نظم اجتماعي، برقراي عدالت، اجراي حدود الهي و تبيين و اجراي احكام حكومتي و تربيت و آموزش انسان‌ها امري ضروري و از وظايف سلطان اسلام است. در عصر غيبت امام عصر (عج)، فقيهان شيعه تنها صالحان و متولّيان انجام اين وظايف هستند.

 

مبانی اندیشه و عمل سیاسی علمای شیعه
۱٫ مبانی انسان شناسی

در مقدمه ورود به بحث باید گفت که مکاتب انسان شناسی تأثیر در اندیشه سیاسی دارند. مبدأ و معاد در انسان شناسی باعث تشکیل مکتب سیاسی است. مثلا مکتب یا متفکری که مبدأ انسان را الهی می بیند با متفکری که مبدا انسان را مادی می بیند دو نوع اندیشه و عمل سیاسی خواهند داشت. یا غایت انسان که اندیشه بازرگان در نفی روح است.
الف. ویژگی های ذاتی انسان

وجود فطرت مشترک در انسان ها و راه حل اختلاف در میان فطرت ها آگاهی بخشی بر پایه منابع معرفی متقن است.
انسان ها نسبت به هم بیگانه نیستند بلکه تمایل به هم گرایی، همکاری و وحدت دارند.

انسانها کمال طلب هستند و کمال مطلق برای انسان خداست.

صفات و ویژگی های انسان ها در قرآن بیان شده است.

 

ب. ویژگی های اکتسابی انسان

تصمیمی گیری در دو جهت صراط مستقیم و غیر مستقیم
در مقابل انسان راه های متعددی وجود دارد و تمامی این راه ها به کمال ختم نمی شود.
انبیاء و رهبران الهی مبعوث شده اند تا راه کمال حقیقی را به انسان نشان دهند.
انسان سازی هدف اساسی اسلام است.

 

۲٫ مبانی هستی شناسی
الف. مبدأ هستی

دو نوع نگاه الهی و غیر الهی به هستی باعث دو نوع نگاه به تمام پدیده های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی می شود. یعنی دو نوع نگاه به طبیعت، انسان، قانون، حکومت، هدف و مقصد و حرکت هستی، غرایز و اقتصاد و زندگی و رهبری و …… حاصل نگاه دوگانه به اصل هستی است.

نتیجه جهان بینی الهی پذیرش توحید است. نگاه توحیدی باعث می شود تا انسان از غیر خدا اطاعت نکند و حکومت و و قوانین غیر الهی را نپذیرد. زیرا انسان نمی تواند قوانین سعات بشر را تنظیم کند. اگر قانون گذار انسان باشد امکان ثبت منافع فردی و گروهی وجود دارد. بنابراین تنها خداوند متعال است که اطاعت از قوانین او موجب سعادت بشری می شود. چنکه قرآن می فرماید:

هیچ معبودی جز الله نیست. ……..زنده پاینده و نگهدار و نگهبان. او را چرت و خواب نمی رباید….. و بندگان خدا به چیزی از دانش او احاطه ندارند. حکمرانی او بر اسمان و زمین گسترده است. بقره/۲۵۵

آفریدگاری خدا مستلزم آن است که قانون گذاری و تشریع نیز در اختیار اوست. و همگان ملزم به تبعیت از قانون خدا هستند. علمای شیعه نیز در بیان اندیشه سیاسی خویش، در آغاز هر کتاب و سخنی به اندیشه خلقت انسان و الهی بودن آن اشاره کرده اند. بنابراین عبودیت مستلزم نفی طاغوت است.
ب. هدایت و رهبری الهی

رهبری الهی و وحیانی به عنوان یک منبع معرفتی در هدایت بشر مورد توجه است. فلسفه ارسال رسل و رهبران الهی، بیان اطاعت مردم از خدا و اجتناب آنان از طاغوت است. نحل/۳۶ و اعراف/۵۹
ج. معاد و مقصد

بر اساس جهان بینی الهی، حرکت هستی و انسان به سمت هدف نهایی یعنی بازگشت به محضر خدا است. اعتقاد به معاد باعث می شود تا انسان در تمام اعمال خود خداوند و دستورهای او را در نظر بگیرد. در آیه ۲۸ سوره بقره به خلقت انسان و بازگشت وی به نزد خدا اشاره شده است.

«مردم چگونه کافر می شوید به خدا و حال آنکه شما مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و باردیگر بمیراند و باز زنده کرد و عاقبت به سوی او بازخواید گشت.»

 

اهداف نظام سیاسی
الف. هدایت انسان در جهت قرب به خدا

کتاب انزلناه لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربّهم الی صراز العزیز الحمید.ابراهیم/۱

اين كتابى است كه به تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از ظلمتها خارج و به سوى نور كه راه خداى عزيز و ستوده است ببرى‏.

 

ب. خدمت به مردم و اجرای احکام

لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط.حدید/۲۵

(و چگونه از انفاق شانه خالى مى‏كنيد؟) با اينكه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشن گسيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه نيروى شديد در آن است و منافع بسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاحهاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‏كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است‏.
ج. مبارزه با موانع راه خدا و تهدیدات سر راه جامعه اسلامی

در قرآن عناصری چون طاغوت، مترفین، احبار و رهبان از عوامل سد راه خدا به حساب می آیند.

آیه ۴۰ از سوره حج در دفاع از خویش برای حفظ جان و سلامت عبادگاه ها پرداخته است. نیز آیات: وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَا لِكلُ‏ِّ نَبىِ‏ٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْانسِ وَ الْجِنّ‏ِ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلىَ‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مَا يَفْترَُون‏.انعاو/۱۱۲ بدينگونه هر پيغمبرى را دشمنى نهاديم از ديونهادان انس و جن كه براى فريب، گفتار آراسته به يكديگر القا مى‏كنند، اگر پروردگار تو مى‏خواست چنين نمى‏كردند پس ايشان را با چيزهايى كه مى‏سازند واگذار.

 

انواع گفتمان های نظام های سیاسی
الف. گفتمان سیاسی تغلبی

نظریه های مطرح در این گفتمان درصدد حفظ وضع موجود بوده­اند. محور اساسی این نظریه­ها جمله مشهور«الحق لمن غلب» است. در این اندیشه، اندیشمند نظام سیاسی را در بدترین شکل آن می پذیرد. فضل الله بن روزبهان خنجی در کتاب سلوک الملوک، در مقام بیان انواع حکومت های مشروع، یک نوع از حکومت را غلبه و استفاده از قهر می داند. بنابراین با غلبه یافتن در کسب قدرت سیاسی، مشروعیت نیز همراه آن است و به عبارت دیگر مشروعیت نصب الهی لازم ندارد. از منظر وی طرق انعقاد امامت چهار است:

اول: اجماع مسلمانان بر امامت و بیعت اهل حل و عقد

دوم: استخلاف امام سابق کسی را که شرایط امام در او جمع باشد.

سوم: امامت شور

چهارم: پادشاهی و امامت استیلا و شوکت.

 

ب. گفتمان سیاسی اصلاحی

اندیشه و رفتارهای مطرح در این گفتمان با توجه به شرایط زمان و مکان و نیز امکانات و سایر شرایط، ضمن اینکه از اصول و ارزش های اساسی خویش عقب نشینی نمی کنند در پوشش تقیه گونه، پیشنهادهایی به منظور اصلاح و بهبود نسبی امور اداره جامعه ارائه می دهند.در این اندیشه از الگوی اصلولی بنام عمل به «قدر مقدور» و «دفع افسد به فاسد» و «اصل نفی سبیل» و ….. استفاده می شود. روشن است اصول دیگری چون اصل ضرورت حکومت، اصل تقدیم اهم بر مهم، اصل عدالت اجتماعی، تکلیف، مصلحت مسلمانان و اصل اجتهاد اساس و جهت دهنده است.

اندیشه اصلاحی متعلق به زمانی است که فقیه باتوجه به وجود قدرت های حاکم سنی و یا شیعه که تمایل به کناره گیری از قدرت سیاسی نیستند، قدرت کافی انسانی و نطامی در تشکیل حکومت بر پایه فقه و احکام اسلامی را ندارد. بنابراین در این دوره به بیان اندیشه خویش در اصلاح نظام موجود برپایه شرعیت اسلام می پردازد. این اندیشمندان همکاری با ظلم را نامشروع می دانند زیرا مشروعیت الهی ندارند. به عبارت دیگر تلاش اینان به اجرای حکومت اسلامی بر پایه حداقلی است.

اندیشه اصلاحی امام خمینی در کتاب کشف اسرار ص۱۸۶ در قبل از فراهم شدن شرایط برای ایجاد انقلاب اسلامی ایران:

ما ذکر کردیم که هیچ فقیهی تا کنون نگفته و در کتابی هم ننوشته که ما شاه هستیم یا سلطنت حقِّ ماست. آری همان طور که ما بیان کردیم اگر سلطنتی و حکومتی تشکیل شود هر خردمندی تصدیق می کند که خوب است و مطابق مصالح کشور و مردم است. البه تشکیلاتی که بر اساس احکام خدا و عدل الهی تأسیس شود بهترین تشکیلات است. لکن اکنون که آن را از آنها نمی پذیرند اینها هم با این نیمه تشکیلات هیچ گاه مخالفت نکرده و اساس حکومت را نخواستند به هم بزنند و اگر گاهی هم با شخص سلطانی مخالفت کردند مخالفت با همان شخص بوده از باب آن که بودن او را مخالف صلاح کشور تشخیص ددند و گرنه با اصل اساس سلطنت تا کنون از این طبقه مخالفتی ابراز نشده است.

امام در مقطعی که بیدار کافی مردم ایجاد می شود، حفظ کشور اسلامی را در گرو حرکت جدیدی به نام انقلاب و نفی رژیم سلطنتی و تأسیس حکومت اسلامی می داند.

 

ج. گفتمان سیاسی انقلابی

مبانی این اندشه برخواسته از دین و هدف آن، انجام تکلیف الهی به منطور حفظ کشور اسلامی است. این اندیشه در صورت بسط ید فراهم می شود. این اندیشه توسط پیامبر اکرم با تکیه بر تعالیم اسلامی عملیاتی شد.

 

د. گفتمان سیاسی تقیه

گفتمان سیاسی این عالمان تعطیل و تعلیق حکومت در عصر غیبت است. و بر دو نوع تقیه دائمی همانند شیخ صدوق و تقیه موردی همانند علی بن یقطین است.

شیخ صدوق: تقیه واجب است و ترک آن تا ظهور قائم جایز نیست و هر کس که تقیه را قبل از ظهور ترک کند از دین خدا و دین امامیه خارج شده است و مخالفت با خدا و رسولش و امامان نموده است. اعتقادات شیخ صدوق،ص۱۰۸

[۱] . على آقابخشى، فرهنگ علوم سياسى تهران، چاپار، ۱۳۷۹، ص ۴۳۵٫

[۲] . حسين بشيريه، تاريخ انديشه سياسى در قرن ۲۰ تهران، نى، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۱۷٫

[۳] . يحيى فوزى، انديشه سياسى امام خمينى قم، معارف، ۱۳۸۴، ص ۱۴٫

[۴] . على آقابخشى، پيشين، ص ۵۷۲٫

[۵] .همان، ص ۵۵۳٫

[۶] . همان، ص ۳۰۱٫

[۷] . همان، ص ۶۰۱٫

[۸] . مرتضى انصارى، مكاسب (بيروت، موسسة النعمان، ۱۹۹۰)، ج ۳، ص ۲۹٫

[۹] . على آقابخشى، پيشين، ص ۵۷۸٫

[۱۰] . سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه سيد محمّدباقر موسوى همدانى قم، جامعه مدرّسين، بى‌تا، ج ۴، ص ۶۱۷٫

[۱۱] . سيد محمّدحسين طباطبائى، الميزان، ترجمه سيد محمّدباقر موسوى همدانى قم، جامعه مدرّسين، بى‌تا، ج ۴، ص ۶۱۷٫

[۱۲] . محمّدبن محمّد مفيد، المقنعه، ص ۳۲ / همو، اوائل المقالات، ص ۶۵٫

[۱۳] . سيد محمّدحسين طباطبائى، تفسير الميزان، ج ۴، ص ۶۱۸٫

[۱۴] محمّدبن محمّد مفيد، اوائل المقالات، ص ۶۵و۶۷٫

[۱۵] همان، ص ۶۵٫

[۱۶] . محمّدبن محمّد مفيد، المقنعه، ص ۸۱۰٫

[۱۷] . شيخ صدوق، كمال‌الدين و تمام‌النعمه، تحقيق على‌اكبر غفّارى قم، جامعه مدرسين، ۱۴۰۵، ص ۴۸۴٫

[۱۸] . محمّدبن يعقوب كلينى، اصول كافى تهران، دارالكتب الاسلاميه، ۱۴۰۷، چ چهارم، ج ۱، ص ۶۷ و ج ۷، ص ۱۱٫

[۱۹] . محمّدبن محمّد مفيد، المقنعه، ص ۶۵۷٫

[۲۰] . همان، ص ۸۱۰٫

[۲۱] حضرت علي(عليه‌‌السلام) در خطبه ۱۹۳ مي فرمايند: « ……. وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ (صلي‌الله‌عليه‌وآله) مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ ، لَيْلَهُ وَ نَهارَهَُ» يعني؛ از همان لحظه‌اي كه پيامبر«صلواه‌الله‌عليه‌وآله» را شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته خود را مأمور تربيت پيامبر كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.

  • من یک نخبه سیاسی هستم!

    نخبه(Elite ) به معنی انتخاب و یا انتخاب کردن است. و در تعریف نخبه کسی است که ذاتاً دارای ا…
  • اندیشه سیاسی اسلام

    اسلام به عنوان یک دین، دارای اصول مشترکی با دیگر ادیان است. اما این دین علاوه بر داشتن اصو…
  • چرا ديانت ما عين سياست ماست؟

    آنچه که در آموزه هاي اصيل اسلامي و انديشه بزرگان اسلام پيرامون ارتباط دين و سياست وجود دار…
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • چالش ماراتون کتابخوانی

    توسط مهران سرایی عزیز با ماراتون کتابخوانی آشنا شدم. در این چالش شما در عرض دو هفته 7 کتاب…
  • تطابق فرهنگی در ازدواج یعنی

    فرهنگ یعنی باورها،ارزش ها و اخلاق و رفتارهای متاثر از این سه و همچنین آداب و رسوم و عرفیات…
  • کی به شما حق عاشق شدن داده؟

    کی به شما حق عاشق شدن داده؟ این که دلت گیر یک دختر زیبا و خوش تیپ و خوش استیل و پولدار …
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در اندیشه های سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

چالش ماراتون کتابخوانی

توسط مهران سرایی عزیز با ماراتون کتابخوانی آشنا شدم. در این چالش شما در عرض دو هفته 7 کتاب…