خانه عرفان اسلامی مرا با خود ببر…

مرا با خود ببر…

2 دقیقه خوانده شده
0
3
314

#یا_حنان
.
📝مرغ مهاجر خیالم…
.
مرغ خیال من …
مرا به کجاها می کشانی
پای #پروازدلم لنگ است …
جانِ بی جان من آغشته شده با حال و هوای این دنیای خاکی!
و تو تا بی نهایت در آسمان آبی رویا هایم اوج می گیری…

گویا گم شده ای دارم
و تو همیشه از راه می رسی
مرا آزاد می کنی از زندانِ تن
و ساعت ها در عالم ملکوت سیرمی دهی…
اما فقط خیال است!

هنوز هم که هنوز است
شمع وجودی ام کم سو و مدام،
می سوزد و آرزوی خاکستر شدن دارد …
آری می سوزد..‌‌.
در وادی عشق و دلدادگی همه چیز وارونه است!
آری…
همچون زهرای این روز ها ، می شود بال و پر سوخته تا نهایت حقیقت پرواز کرد…

مرغ خیال من
آرزو دارم روزی آنقدر سبک بال شوم که باهم پرواز کنیم،
مرا با خود ببر به هوایی که تو در آن نفس می کشی.‌‌…

#حضرت_مادر❤
#پرواز_کنیم
#بوی_سیب_۱۳۳

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • مرد رویاها

    . خدایا تصمیم گرفته ام که بمیرم ولی تسلیم ظلم و کفر نشوم و تا زنده ام آزاده باشم جز حق کسی…
  • جشنواره ی فطرت های پاک

    آخرین غروب ماه خوب خدا و عید فطر؛ نمایان شدن فطرت های پاک انسانی #عید_فطر#جشنواره ی_فطرت_ه…
  • ثانیه های آخر

    من خود نمی روم دگری می برد مرا… وقتی که چشم هایش از زبان دل تو سخن می گویند و در آخر…
مطالب بیشتر از این نویسنده منتظر
  • دین در عصر ظهور

    دین در عصر ظهور مشخصات کتاب شماره کتابشناسی ملی : ایران۸۴-۲۸۷۹۵ سرشناسه : فاضل‌لنکرانی محم…
  • مرد رویاها

    . خدایا تصمیم گرفته ام که بمیرم ولی تسلیم ظلم و کفر نشوم و تا زنده ام آزاده باشم جز حق کسی…
  • جشنواره ی فطرت های پاک

    آخرین غروب ماه خوب خدا و عید فطر؛ نمایان شدن فطرت های پاک انسانی #عید_فطر#جشنواره ی_فطرت_ه…
بارگذاری بیشتر در عرفان اسلامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

مرد رویاها

. خدایا تصمیم گرفته ام که بمیرم ولی تسلیم ظلم و کفر نشوم و تا زنده ام آزاده باشم جز حق کسی…