خانه عرفان اسلامی مقدمات عرفان وقتی ظرفیت و قابلیت بندگی خدا را در خود تقویت می کنی!

وقتی ظرفیت و قابلیت بندگی خدا را در خود تقویت می کنی!

2 دقیقه خوانده شده
0
0
77

یکی از مسائل مهم زندگی و مهارت های ضروری برای حضور فعال در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، خانوادگی و حتی موفقیت های فردی، داشتن شرح صدر و صبر و تحمل در برابر ناملایمات و سختی ها و چه بسا شکست های زندگی است. خداوند نخواسته و ضمانت هم نکرده است که محیط پیرامونی ما را عاری از میکروب و آلودگی و هوس ها و ناملایمات بنماید تا در محیطی کاملا عاری از مفسده و گناه و ناکامی، او را بندگی نماییم؛ بلکه چه بسا بندگی خداوند از میان گذر از ناملایمات زندگی و اتخاذ مشی خداپسندانه در مواجهه با آنهاست.

شرح در لغت به معنى باز كردن و گشادن و گستردن و فراخى بخشيدن و روشن و آشكار ساختن است. و صدر به معناى سينه است كه مجازاً به معنى دل هم مى‏ آيد، چون در سينه جاى دارد. بنابراين شرح صدر يا به معنى باز كردن سينه و برطرف ساختن دلتنگى و دلگيرى از كسى است، يا به معنى فراخ حوصله و با ظرفيّت و پر تحمّل گردانيدن است‏ « ۱».
ملّا عبدالرزّاق لاهيجى مى‏ گويد:
معنى جمله چنين است: و جا داد در سينه‏ هاى ايشان نور معرفت خود را كه از پى اين نور در برابر اسلام با تمام وجود تسليم شدند و اين توفيق پذيرش اسلام نيست، مگر اثر نورى كه انداخته است خداى تعالى آن نور را در دل او. و نيز اشارت است به چيزى كه مروى است از پيامبر صلى الله عليه و آله كه مضمونش اين است:
نور الهى هرگاه داخل شد در دل مؤمن، دل مؤمن از تنگى و تاريكى برمى‏ آيد و وسيع و روشن مى‏ شود و نشانه آن نور، پهلو خالى كردن اوست از سراى غرور و رجوع به دار خلود و پيدا كردن استعداد براى روز ورود.

و از همین روست که شرح صدر تنها در برابر ناملایمات و سختی ها نیست؛ بلکه چه بسا انسان مومن نیاز دارد برای پذیرش حق و سپردن جان و دل خود به امر الهی، دارای ظرفیت و قابلیتی ویژه بوده و این قابلیت و ظرفیت را هر روز در خود تقویت نماید.
به طور كلّى ضيق صدر و گرفتگى خاطر كه موجب تحيّر در تصميم و درماندگى در كار مى‏ شود، نوعى انفعال و تأثر روحى و از آثار كشش انديشه ‏ها و جاذبه های مختلف است، و همين كه انسان بتواند خود را از معرض جاذبه مخالف و تأثيرات آن برهاند و در يك جهت مصمّم شود و به آن روى آورد، از تنگناى انفعال‏ها و تضادها بيرون مى ‏آيد و سينه‏ اش بازمى‏ گردد و مسيرش آسان مى‏ شود.
شايد شرح صدر راجع به اسلام و كفر در قرآن به همين معنا باشد:
[فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً] « ۲».
پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه ‏اش را براى [پذيرفتن‏] اسلام‏ مى‏ گشايد و كسى را كه [به خاطر لجاجت و عنادش‏] بخواهد گمراه نمايد، سينه‏ اش را چنان تنگ مى‏ كند كه گويى به زحمت در آسمان بالا مى ‏رود.
معناى واقعى و نفسانى شرح صدر هرچه باشد، اثر آن بيرون آمدن از حال ترديد و تصميم در كار و تحمّل دشوارى‏ها و اطمينان نفس است و از مضمون آياتى كه درباره موسى و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده و سيره ‏اى كه از انبيا رسيده، معلوم مى‏ شود كه پيشرفت دعوت پيامبران پس از فراگرفتن وحى و قيام به رسالت همين شرح صدر بوده كه در ضمن قيام به رسالت و برخورد با دشمنى‏ ها و سختى‏ها و يا راهنمايى‏ هاى خداوند حاصل مى ‏شد « ۳».

 

۱- تفسير نوين: ۲۳۰٫

۲- انعام (۶): ۱۲۵٫

۳- تفسير پرتويى از قرآن: جزء سى‏ام، ۱۵۱٫

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
  • علامت عشق به خدا چيست؟

    وقتى صفت يكى از بزرگان را كه ساكن يمن بود شنيدم كه به افتادگى و فروتنى موصوف و به عقل و حك…
  • چرا همه به پیامبران ایمان نیاوردند؟

    خدا همه چیز را برای انسان آفرید و انسان را برای خودش. دنیا را با همه زیبایی ها و جذابیت ها…
  • آنچه باعث پاکی قلب مومن می گردد!

    قلب انسان عضو بسيار مهمّ و حسّاسى است که پاك بودنش علّت پاك بودن تمام وجود و فاسد بودنش عا…
مطالب بیشتر از این نویسنده العارف بالله
  • انواع ترس عارفان

    انواع خوف سالکان

    خوف ممدوح، خوفى است كه هم چون حالات عالى ديگر روانى براى انسان از ضروريات است.بدون اين خوف…
  • تهذیب نفس حجاب نورانی و ظلمانی

    حجاب نورانى و حجاب ظلمانى‏ در تهذیب نفس

    حجاب ظلمانى توجه به لذّات و شهوات حيوانى و آمال و اميال نفسانى و نظر به ماهيات امكانى و تو…
  • نفس و هفت مرحله آن‏

    6- نفس راضيه‏ اين مرحله مقام عشق و وادى هولناك رضا و تسليم است. در اين مرحله نفس انسانى ب…
بارگذاری بیشتر در مقدمات عرفان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

علامت عشق به خدا چيست؟

وقتى صفت يكى از بزرگان را كه ساكن يمن بود شنيدم كه به افتادگى و فروتنى موصوف و به عقل و حك…