خانه اخلاقی اخلاق عبادی چرا صدای تسبیح موجودات را نمی فهمیم؟

چرا صدای تسبیح موجودات را نمی فهمیم؟

2 دقیقه خوانده شده
۲
0
1,053

در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام شاهد یک موضوع بسیار تکان دهنده هستیم و آن تسبیح موجودات عالم اعم از جمادات و ماده تا گیاهان و حیوانات در انواع مختلف آن می باشد. اما تکان دهنده بودن این مساله تسبیح این موجودات نیست بلکه عدم فهم ما از این تسبیح است. و این که علیرغم پیشرفت های عظیمی که در سراسر گیتی انجام داده ایم و اختراعات فراوانمان، همه موجودات غیر از خودمان را مرده و بی جان و بی خود می پنداریم.
قرآن کریم می فرماید:
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شَیْ ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِیماً غَفُوراً (الإسراء: ۴۴)
آسمان های هفتگانه و زمین و هر كه در آنهاست، تسبیح خداوند را می گویند و هیچ چیز نیست مگر آنكه با ستایش، از او به پاكی یاد می كند، ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. همانا او بردبار و آمرزنده است.
بعضی از مفسّران این تسبیح را تسبیح تكوینی دانسته اند، یعنی ساختار وجودیِ هر ذرّه ای از عالم، نشان از اراده، حكمت، علم و عدل خدا دارد.
بعضی دیگر معتقدند كه هستی، شعور و علم دارد و همه در حال تسبیح اند، ولی گوش ما صدای آنها را نمی شنود. این نظر با ظاهر آیات سازگارتر است. نطق داشتن اشیا محال نیست، چون در قیامت تحقّق می یابد، «اَنطق كلّ شی» [فصّلت، ۲۱]
جالب اینجاست که از نظر قرآن حتّی سنگ هم علم و خشیت دارد و از خوف خدا از كوه سقوط می كند، «و اِنّ منها لما یَهبط من خشیة اللّه» [بقره، ۷۴]
خداوند كوهها را مخاطب قرار داده: «یا جبال اوّبی معه» [سبأ، ۱۰] ای كوهها! همراه با داود نیایش كنید.

تسبیح گویی موجودات، در روایات:
الف: به چهره ی حیوانات سیلی نزنید، كه تسبیح خدا می گویند. [تفسیر نورالثقلین]
ب: هرگاه صید تسبیح نگوید، شكارِ صیّاد می شود. [تفسیر نورالثقلین]
ج: هیچ درختی قطع نمی شود، مگر به خاطر ترك تسبیح خداوند. [تفسیر روح الجنان]
د: سنگریزه در دست پیامبر صلی الله علیه و آله به نبوّت او گواهی داد. [تفسیر المیزان]
هـ: زنبور عسل تسبیح می گوید. [بحار، ج ۹۵، ص ۳۷۲]
ح: صدای گنجشك ها تسبیح آنهاست. [بحار، ج ۶۴، ص ۲۷]

چرا صدای تسبیح موجودات را نمی فهمیم؟
قرآن نمی گوید ” لا تسمعون “، می گوید: “« و لکن لاتفقهون » و میان این دو فرق است.
اگر ” لا تسمعون ” باشد (یعنی) ممکن است ما بفهمیم چنین چیزی هست ولی نمی شنویم، مثل اینکه ما الان می فهمیم که در این فضا امواج رادیویی از ایستگاههای مختلف رادیویی دنیا هست ولی نمی شنویم. اما قرآن می گوید ولی این مطلب را نمی فهمید، نه تنها نمی شنوید، بلکه نمی فهمید.
در توصیف چرایی این مساله خداوند متعال می فرماید:
وَجَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی ءَاذَانِهِمْ وَقْراً وَ إِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِی الْقُرْءَانِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَی أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً (بقره‌،۷)
و بر دلهای آنان پوشش هایی قرار دادیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینی (تا حقّ را نشنوند) . و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد كنی، آنان پشت كرده و گریزان می شوند.
اصرار و لجاجت برخي در برابر حق و ادامه دادن به ظلم و بيدادگري و كفر سبب مي‌شود كه پرده‌اي بر حس تشخيص آنان بيفتد. كفر، تكبر، ستم‌، پيروي از هوس‌هاي سركش‌، لجاجت و سرسختي در برابر حق‌، سبب از كار افتادن حس تشخيص و ابزار شناخت در آدمي مي‌شود.

 

 

 

 

 

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • مراتب ذكر

    ذکر نوعی آیین نیایش در اسلام است و معمولاً به تکرار اسامی خدا یا ادعیه موجود در کتب حدیث و…
  • یکصد تصویر درخشان از زندگانی حضرت محمد صل الله علیه و آله

    مدل رفتاری پیامبر| با صحابه خود، عملی و رفتار محور بود؛ پیامبر تنها چیزی را به کسی یا کسان…
  • گريه علامت مؤمن‏

    در باب اين‏كه گريه از علائم الهى بودن عبد است، در قرآن مجيد مى‏ خوانيم: [وَ إِذا سَمِعُوا …
بارگذاری بیشتر در اخلاق عبادی

۲ دیدگاه ها

  1. علی اصغر

    فروردین ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۲۷ ب.ظ

    با سلام. ای کاش اشاره می فرمودید که بزرگانی نظیر علامه طباطبایی رحمه الله علیه صدای تسبیح سایر موجودات رو می شنیدند.

    پاسخ دادن

    • کلرجی

      فروردین ۲۸, ۱۳۹۵ در ۲:۵۶ ب.ظ

      سلام. من چون هم سند نداشتم و هم خبر از گفتگوی ایشان با موجودات، اشاره نکردم. هر چند بخش اعظمی از علوم وجود دارند که بنده از آنها بی اطلاعم.

      پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

مهارت تفکر انتقادی و قدم های آن

تفکر انتقادی عبارت از: -توانایی درست قضاوت کردن -پرهیز از پیش داوری در حوادث و رویدادها -ب…