انواع خوف ممدوح‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
97

۱- خوف از پيش آمدن خطر براى مردم‏
خوف از پيش آمدن خطر براى جامعه و اعلام آن براى بيدارى مردم، مخصوص انبيا و اوليا و ائمه و حكيمان و دلسوزان دورانديش است.همين خوف كه برخاسته از دلسوزى آنان نسبت به خلق بود، آنان را وادار كرد كه با تمام وجود براى سعادت دنيا و آخرت قيام كنند و آنان را از گرفتار شدن به وادى گمراهى حفط نمايند.
قرآن كريم درباره ترس نوح نسبت به قومش مى‏فرمايد:
[لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ‏] « اعراف (۷): ۵۹٫».
به يقين، نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس به آنان گفت: اى قوم من! خدا را بپرستيد كه شما را جز او معبودى نيست، من قطعاً از عذاب روزى بزرگ بر شما مى‏ترسم.
امام در «نهج البلاغة» مى‏فرمايد:
أَخافُ عَلَيْكُمْ مِنْ عِقابِهِ‏ « نهج البلاغة: خطبه ۴۲٫».
من بر شما از عقاب خدا به خاطر اين همه تبهكارى و گناه مى‏ترسم.

۲- خوف از سوء عاقبت‏
اولياى خدا با توجه به وجود اين خطرات، هميشه از عاقبت خود نگران بودند و نسبت به پايان كار خويش كه آيا عاقبت پيروزى با آنان است، يا با دشمنان ظاهرى و باطنى، در وحشت بسر مى‏بردند و همين ترس و وحشت ارزنده بود كه به آنان حال مراقبت و مواظبت بخشيده و ايشان را به شناخت دشمنان و مبارزه با آنان وادار مى‏كرد و از آن‏ها انسان‏هايى آگاه و بينا و فعّال و مجاهد مى‏ساخت.
نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله در اين زمينه چقدر زيبا مى‏فرمايد:
به طور دائم مؤمن نسبت به سوء عاقبت خود در وحشت و نگرانى است، او تا هنگام جان دادن و روبرو شدن با ملك الموت، اطمينانى به وصال به رضوان اللّه ندارد، وقتى شرّ همه دشمنان و غارتگران ايمان و عمل صالح و حالات عالى روحى را پشت‏سر گذاشت و با كمال سلامت به مقام لقاى حق رسيد به نجات خود مطمئن مى‏گردد. (سفينة البحار: ۲/ ۲۰۹٫)

۳- خوف از نافرمانى خدا
مؤمنان به خدا و روز جزا و تربيت‏شدگان مكتب انبيا و امامان عليهم السلام، بر اثر خوف از نافرمانى خدا، دامن به گناه آلوده نمى‏كنند؛ زيرا به اين حقيقت واقفند كه گناه علت دور ماندن از رحمت و عنايت حق است. دل عاشقان و سالكان راه حق هرگز از چنين خوفى خالى نمى‏ماند و به خاطر همين خوف است كه زندگى را به پاكى شروع كرده و به پاكى به پايان مى‏برند.
حضرت على عليه السلام در دعاى كميل از خداوند بزرگ مى‏خواهد كه ترسش از پروردگار ترس اهل يقين باشد، ترسى كه از ابتداى ظهورش در انسان، تا لحظه مرگ، نمى‏گذارد آدمى به گناه دچار گردد، مى‏فرمايد:
وَأَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنين‏ «۱».
و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين‏كنندگان.

۴- خوف از عذاب گناهان بهترين عامل توبه‏
به فرموده حضرت سيدالشهدا عليه السلام در دعاى عرفه:
اى كسى كه شكرم در برابر نعمت‏هايت اندك بود، ولى مرا از لطف محروم نكردى و گناهم در برابرت بزرگ بود؛ اما رسوايم ننمودى، مرا بر معصيت ديدى ولى خلافم را افشاء نكرده و در بين مردم به گناه شهرتم ندادى.اى خداوندى كه در كودكى از هر خطرى نگاهم داشتى و در بزرگى روزيم دادى.اى مولايى كه به هنگام مرض تو را خواندم و تو شفايم دادى و به وقت عريان بودنم مرا پوشاندى و در گرسنگى سيرم كردى و در تشنگى سيرابم نمودى و در ذلّتم عزيزم كردى و نادانيم را مبدّل به علم و شناخت و آگاهى كردى و تنهاييم را با زياد كردن افرادم جبران نمودى.
منِ غايب را، تو برگرداندى و ندارى و كمبودم را به دارايى مبدّل نمودى، به وقت نياز نصرتم دادى و آنچه به من عطا كردى از من پس نگرفتى و اين همه عنايت را تو نسبت به من شروع كردى.
۵- خوف از نقصان در عبادت‏
اين خوف، يكى از عالى‏ترين مراحل كمال انسانى و از بهترين عوامل حركت بيش‏تر و به دست آوردن مقام برتر است.با كمك اين خوف، انسان از عبادات و اطاعتِ مولا، كوشش بيش‏ترى خواهد كرد و سعى خواهد نمود، عباداتش واجد تمام شرايط باشد.
كسى كه قلبش به نور شناخت حقّ منوّر گردد و خداى خود را به حقيقت بشناسد و به عظمت و بزرگى او راه بَرَد، البتّه عبادت خود را هرچند زياد و خالص باشد، در كنار بزرگى او، كوچك ديده و به حساب نخواهد آورد.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده، وقتى در محراب عبادت مى‏ايستاد به پيشگاه حق عرضه مى‏داشت:
ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ‏ « بحار الأنوار: ۶۸/ ۲۳، باب ۶۱، حديث ۱٫».
آن طور كه شايسته توست تو را نشناخته و به عبادت تو اقدام نكرده‏ايم!!
عاشق او، هرچه به او نزديك‏تر مى‏شود، به عظمت و جلال او بيش‏تر پى مى‏برد و در اين صورت دچار خوف عظيم‏تر شده و عبادت خود را هرچند زياد باشد ناچيز مى‏بيند. به دنبال اين خوف كثرت عبادت هست، تا وقتى كه سالك به مقام قرب نايل شده و به وصال و لقاى محبوب مى‏رسد. آن زمان است كه خوف او مبدّل به امْن گشته و به عالى‏ترين درجات انسانى دست يافته است.

۶- خوف از كوچكى خود، در برابر عظمت حضرت حق‏
به فرموده امام حسين عليه السلام در مناجات روز عرفه:
اى خداى بى‏نياز! من خود را از تو دارم، من خود را ايجاد نكرده‏ام، مشرف به جهان هستى هم نيستم، به اجبار آمده‏ام و به اجبار هم خواهم رفت، نيروهاى محدودم اجازه فعاليّت نامحدود نمى‏دهد. چراغ هستى‏ام در مقابل گردباد وحشت‏انگيز نيستى و نابودى آن مقدار مى‏تواند مقاومت نشان دهد كه چراغ ضعيفى در مقابل توفان بنيان كن و وحشتناك صحرايى مقاومت مى‏كند.
عرفان اسلامى، ج‏۱، ص: ۲۲۱

  • ريشه خوف‏ از مقام حق

    امام صادق عليه السلام علم و آگاهى را ريشه خوف مى‏دانند؛ زيرا خوف از امور قلبى است و امرى ا…
  • فرق خوف و خشيت‏

    خواجه نصير الدين طوسى مى‏گويد: خوف و خشيت گرچه در لغت يك معنى دارند ولى از نظر صاحبدلان م…
  • انواع ترس عارفان

    انواع خوف سالکان

    خوف ممدوح، خوفى است كه هم چون حالات عالى ديگر روانى براى انسان از ضروريات است.بدون اين خوف…
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • ريشه خوف‏ از مقام حق

    امام صادق عليه السلام علم و آگاهى را ريشه خوف مى‏دانند؛ زيرا خوف از امور قلبى است و امرى ا…
  • فرق خوف و خشيت‏

    خواجه نصير الدين طوسى مى‏گويد: خوف و خشيت گرچه در لغت يك معنى دارند ولى از نظر صاحبدلان م…
  • انواع ترس عارفان

    انواع خوف سالکان

    خوف ممدوح، خوفى است كه هم چون حالات عالى ديگر روانى براى انسان از ضروريات است.بدون اين خوف…
بارگذاری بیشتر در مقدمات عرفان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

این روزها نمی‌تونم اونجوری که دلم میخواد تو درسام پیشرفت کنم

برای پیشرفت درسی تون قبلش باید یک سری هدف های کلان چندین ساله برای خودتون داشته باشید. هدف…