انواع خوف ممدوح‏

2 دقیقه خوانده شده
0
0
392

۱- خوف از پيش آمدن خطر براى مردم‏
خوف از پيش آمدن خطر براى جامعه و اعلام آن براى بيدارى مردم، مخصوص انبيا و اوليا و ائمه و حكيمان و دلسوزان دورانديش است.همين خوف كه برخاسته از دلسوزى آنان نسبت به خلق بود، آنان را وادار كرد كه با تمام وجود براى سعادت دنيا و آخرت قيام كنند و آنان را از گرفتار شدن به وادى گمراهى حفط نمايند.
قرآن كريم درباره ترس نوح نسبت به قومش مى‏فرمايد:
[لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ‏] « اعراف (۷): ۵۹٫».
به يقين، نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس به آنان گفت: اى قوم من! خدا را بپرستيد كه شما را جز او معبودى نيست، من قطعاً از عذاب روزى بزرگ بر شما مى‏ترسم.
امام در «نهج البلاغة» مى‏فرمايد:
أَخافُ عَلَيْكُمْ مِنْ عِقابِهِ‏ « نهج البلاغة: خطبه ۴۲٫».
من بر شما از عقاب خدا به خاطر اين همه تبهكارى و گناه مى‏ترسم.

۲- خوف از سوء عاقبت‏
اولياى خدا با توجه به وجود اين خطرات، هميشه از عاقبت خود نگران بودند و نسبت به پايان كار خويش كه آيا عاقبت پيروزى با آنان است، يا با دشمنان ظاهرى و باطنى، در وحشت بسر مى‏بردند و همين ترس و وحشت ارزنده بود كه به آنان حال مراقبت و مواظبت بخشيده و ايشان را به شناخت دشمنان و مبارزه با آنان وادار مى‏كرد و از آن‏ها انسان‏هايى آگاه و بينا و فعّال و مجاهد مى‏ساخت.
نبىّ اسلام صلى الله عليه و آله در اين زمينه چقدر زيبا مى‏فرمايد:
به طور دائم مؤمن نسبت به سوء عاقبت خود در وحشت و نگرانى است، او تا هنگام جان دادن و روبرو شدن با ملك الموت، اطمينانى به وصال به رضوان اللّه ندارد، وقتى شرّ همه دشمنان و غارتگران ايمان و عمل صالح و حالات عالى روحى را پشت‏سر گذاشت و با كمال سلامت به مقام لقاى حق رسيد به نجات خود مطمئن مى‏گردد. (سفينة البحار: ۲/ ۲۰۹٫)

۳- خوف از نافرمانى خدا
مؤمنان به خدا و روز جزا و تربيت‏شدگان مكتب انبيا و امامان عليهم السلام، بر اثر خوف از نافرمانى خدا، دامن به گناه آلوده نمى‏كنند؛ زيرا به اين حقيقت واقفند كه گناه علت دور ماندن از رحمت و عنايت حق است. دل عاشقان و سالكان راه حق هرگز از چنين خوفى خالى نمى‏ماند و به خاطر همين خوف است كه زندگى را به پاكى شروع كرده و به پاكى به پايان مى‏برند.
حضرت على عليه السلام در دعاى كميل از خداوند بزرگ مى‏خواهد كه ترسش از پروردگار ترس اهل يقين باشد، ترسى كه از ابتداى ظهورش در انسان، تا لحظه مرگ، نمى‏گذارد آدمى به گناه دچار گردد، مى‏فرمايد:
وَأَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنين‏ «۱».
و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين‏كنندگان.

۴- خوف از عذاب گناهان بهترين عامل توبه‏
به فرموده حضرت سيدالشهدا عليه السلام در دعاى عرفه:
اى كسى كه شكرم در برابر نعمت‏هايت اندك بود، ولى مرا از لطف محروم نكردى و گناهم در برابرت بزرگ بود؛ اما رسوايم ننمودى، مرا بر معصيت ديدى ولى خلافم را افشاء نكرده و در بين مردم به گناه شهرتم ندادى.اى خداوندى كه در كودكى از هر خطرى نگاهم داشتى و در بزرگى روزيم دادى.اى مولايى كه به هنگام مرض تو را خواندم و تو شفايم دادى و به وقت عريان بودنم مرا پوشاندى و در گرسنگى سيرم كردى و در تشنگى سيرابم نمودى و در ذلّتم عزيزم كردى و نادانيم را مبدّل به علم و شناخت و آگاهى كردى و تنهاييم را با زياد كردن افرادم جبران نمودى.
منِ غايب را، تو برگرداندى و ندارى و كمبودم را به دارايى مبدّل نمودى، به وقت نياز نصرتم دادى و آنچه به من عطا كردى از من پس نگرفتى و اين همه عنايت را تو نسبت به من شروع كردى.
۵- خوف از نقصان در عبادت‏
اين خوف، يكى از عالى‏ترين مراحل كمال انسانى و از بهترين عوامل حركت بيش‏تر و به دست آوردن مقام برتر است.با كمك اين خوف، انسان از عبادات و اطاعتِ مولا، كوشش بيش‏ترى خواهد كرد و سعى خواهد نمود، عباداتش واجد تمام شرايط باشد.
كسى كه قلبش به نور شناخت حقّ منوّر گردد و خداى خود را به حقيقت بشناسد و به عظمت و بزرگى او راه بَرَد، البتّه عبادت خود را هرچند زياد و خالص باشد، در كنار بزرگى او، كوچك ديده و به حساب نخواهد آورد.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده، وقتى در محراب عبادت مى‏ايستاد به پيشگاه حق عرضه مى‏داشت:
ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ‏ « بحار الأنوار: ۶۸/ ۲۳، باب ۶۱، حديث ۱٫».
آن طور كه شايسته توست تو را نشناخته و به عبادت تو اقدام نكرده‏ايم!!
عاشق او، هرچه به او نزديك‏تر مى‏شود، به عظمت و جلال او بيش‏تر پى مى‏برد و در اين صورت دچار خوف عظيم‏تر شده و عبادت خود را هرچند زياد باشد ناچيز مى‏بيند. به دنبال اين خوف كثرت عبادت هست، تا وقتى كه سالك به مقام قرب نايل شده و به وصال و لقاى محبوب مى‏رسد. آن زمان است كه خوف او مبدّل به امْن گشته و به عالى‏ترين درجات انسانى دست يافته است.

۶- خوف از كوچكى خود، در برابر عظمت حضرت حق‏
به فرموده امام حسين عليه السلام در مناجات روز عرفه:
اى خداى بى‏نياز! من خود را از تو دارم، من خود را ايجاد نكرده‏ام، مشرف به جهان هستى هم نيستم، به اجبار آمده‏ام و به اجبار هم خواهم رفت، نيروهاى محدودم اجازه فعاليّت نامحدود نمى‏دهد. چراغ هستى‏ام در مقابل گردباد وحشت‏انگيز نيستى و نابودى آن مقدار مى‏تواند مقاومت نشان دهد كه چراغ ضعيفى در مقابل توفان بنيان كن و وحشتناك صحرايى مقاومت مى‏كند.
عرفان اسلامى، ج‏۱، ص: ۲۲۱

  • ثانیه هایی برای خدا

    در زندگی با اشتغالات فراوانی روبرو هستیم و بعضی از این اشتغالات حسی است؛ مانند دیدنی‌ها و …
  • هرگاه خواستى ببينى كه اهل خير هستى يا نه…

    جابر جعفى از امام باقر عليه السلام نقل مى‏ كند كه حضرت فرمود: هرگاه خواستى ببينى كه اهل خي…
  • اقسام عشق‏

    عشق را در يك تقسيم بندى مى‏ توان به پنج قسم تقسيم نمود: 1- عشق الهى: آخرين و برترين مقام …
بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
  • هرگاه خواستى ببينى كه اهل خير هستى يا نه…

    جابر جعفى از امام باقر عليه السلام نقل مى‏ كند كه حضرت فرمود: هرگاه خواستى ببينى كه اهل خي…
  • اقسام عشق‏

    عشق را در يك تقسيم بندى مى‏ توان به پنج قسم تقسيم نمود: 1- عشق الهى: آخرين و برترين مقام …
  • خداوند توبه وحشی را هم می پذیرد

    در «مجمع البيان» «۵/ ۱۷۷٫» در ذيل آيه: [إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَ…
بارگذاری بیشتر در مقدمات عرفان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

خصوصیات منحصربفرد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامى خصوصيات منحصر به فردى دارد كه آن را از ديگر انقلاب‏هاى جهان ممتاز مى‏سازد و …