خانه سیاسی اندیشه های سیاسی مهمترين سؤالات مطروحه در حوزه سياست اسلامى

مهمترين سؤالات مطروحه در حوزه سياست اسلامى

2 دقیقه خوانده شده
0
0
39
دین و سیاست

۱٫ مقدمه
۲٫ اسلام و نظريه‌پردازى سياسى
در فرهنگ غربى، دين از جامعيّت برخوردار نيست و به گونه‌اى تعريف مى‌شود كه عرصه‌هاى مسائل اجتماعى و سياسى را در بر نمى‌گيرد و دين تنها بيانگر رابطه انسان با خدا و ترسيم كننده رابطه شخصى و فردى با خداوند است. از اين منظر، مسائل اجتماعى و سياسى و بين‌المللى و روابط بين دولت و مردم و دولت‌ها با يكديگر از حوزه رابطه انسان با خداوند خارج است و در نتيجه بيگانه با دين است. اما از نگاه مسلمانان، دين از جامعيّت برخوردار است و همه مسائل فردى و اجتماعى انسان را در بر مى‌گيرد و شامل روابط انسان با خدا و انسان با انسانهاى ديگر و تمام عرصه‌هاى مسائل اجتماعى، سياسى و بين‌المللى مى‌شود؛ چون از منظر اسلام خداوند حاكم بر جهان و انسان است. بنابراين، عرصه سياست، اقتصاد، تعليم و تربيت و مديريّت و ساير مسائلى كه به زندگى انسان ارتباط دارد، زير مجموعه احكام و ارزش‌هاى دين است.

۳٫ تأسيسى بودن نظريه سياسى اسلام
در بسيارى از مسائل عقلاء سيره و رفتارى دارند كه آن رفتار به امضاء اسلام رسيده است، اصطلاحا به پذيرش رفتار عقلاء از سوى اسلام «امضاء روش عقلاء» گفته مى‌شود. مثلاً نوعا معاملاتى كه مردم انجام مى‌دهند ـ اعم از خريد و فروش ، اجاره، مسائل بيمه و غيره ـ به عنوان مسائل و رفتار عقلايى شناخته مى‌شوند كه مردم آنها را اختراع كرده‌اند و شارع نيز آنها را امضاء كرده است.
نظريه اسلام در باب حكومت و سياست نیز آیا عقلاء مجموعه آرايى را در باب حكومت و سياست تنظيم كرده‌اند و پذيرفته‌اند و اسلام همانها را تصويب و تأييد كرده است؟ يا اين كه اسلام خود نظريه خاصى را ارائه كرده است و در برابر ساير تئورى‌ها و نظريه‌ها، نظريه ابتكارى حكومت الهى و اسلامى را پيشنهاد مى‌كند؟
در واقع اسلام در باب سياست و حكومت و مجموعه اصول و شيوه‌هاى كاربردى سياسى و اجتماعى نقش ابتكارى و تأسيسى دارد، نه اين كه صرفا به امضاء و قبول نظرات و آراء عقلاء دست زده است.

۴٫ ماهيّت و اركان حكومت اسلامى
كسانى كه تقسيم رايج در غرب را پذيرفته‌اند و معتقدند كه حكومت‌ها از دو قسم خارج نيستند، يا ديكتاتورى هستند و يا دموكراتيك و مردمى، سؤال مى‌كنند كه حكومت اسلامى حكومت ديكتاتورى است؛ يعنى، كسى كه به حكومت مى‌رسد، مثلاً در زمان ما ولىّ فقيه به زور اسلحه قدرت خود را بر مردم تحميل مى‌كند و به ميل و خواست خود حكومت مى‌كند؟ يا شكل ديگرى از حكومت است؟ در اين صورت، آيا همان حكومت دموكراسى است كه در غرب در مقابل ديكتاتورى قرار دارد؟ يا شكل سومى از حكومت است؟
حكومت اسلامى نيز بناچار اركانى خواهد داشت كه اگر آن اركان و مقوّمات وجود داشته باشند، آن حكومت را اسلامى مى‌ناميم و الا اگر كاستى و خللى در آن اركان و مقوّمات پديد آيد، حكومت اسلامى‌تحقق نخواهد يافت. حال با توجه به اهميّت و نقش حياتى اركان و مقوّمات حكومت اسلامى در شكل‌گيرى آن، ضرورت دارد كه ما به آنها آگاه شويم؛ چون در اين صورت معيار و ملاك اسلامى بودن حكومت را شناخته‌ايم و قادر خواهيم بود كه شاكله و ماهيّت حكومت اسلامى را از حكومت غير اسلامى باز شناسيم.

۵٫ شكل حكومت اسلامى و گستره اختيارات و وظايف
آيا اسلام خاصى را براى حكومت تعيين كرده است كه با اشكال فوق فرق دارد و يا تعيين نكرده است و تنها يك سلسله ارزش‌ها و معيارهايى را براى حكومت تعيين كرده است كه در هر زمان و در هر شكلى از حكومت آن معيارها و ارزش‌ها بايد رعايت شوند؟ مثلاً اسلام فرموده است كه حكومت بايد عدالت را رعايت كند، اما اين كه رعايت عدالت به چه صورتى انجام بگيرد، تابع شرايط زمان و مكان است و در هر منطقه‌اى از دنيا و در هر زمان خاصى اجراى عدالت به شكل خاصى مى‌تواند تحقق يابد و اسلام بر گزينش شكل خاصى اصرار و تأكيد ندارد و شكل مناسب حكومت از نظر اسلام بستگى به رعايت معيارها دارد. بر فرض كه اسلام شكل خاصى را براى حكومت انتخاب كرده است، آيا شاكله حكومت از نظر اسلام ثابت و انعطاف ناپذير است و يا شكلى است كه كم و بيش انعطاف‌پذير است؟

۶٫ نقش مردم در حكومت اسلامى و چند سؤال ديگر
از جمله سؤالهاى بسيار جدّى كه امروزه در سطح جامعه و مطبوعات مطرح مى‌شود، اين است كه مردم در حكومت اسلامى چه نقشى دارند و وظايف و اختيارات آنها چيست؟ و بالاخره از جمله پرسشها اين است كه حكومت‌هايى كه در صدر اسلام؛ يعنى، در زمان رسول اكرم (صلى‌الله‌عليه‌و‌آله) و زمان اميرالمومنين (عليه السلام) و بخشى از زمان امام حسن مجتبى (عليه السلام) بر سر كار آمدند، از چه شكل و ساختارى برخوردار بودند؟ همچنين ساير حكومت‌هايى كه از طرف خاندان بنى‌اميه و بنى عباس و ساير سلسله‌ها، در سرزمين‌هاى اسلامى، حكومت مى‌كردند، تا چه ميزان اسلامى بودند و وقتى صحبت از حكومت اسلامى مى‌شود، كدام يك از حكومت‌هاى فوق را ما مى‌توانيم به عنوان حكومت اسلامى معرفى كنيم؟ اساسا سير تشكيل حكومت‌هاى اسلامى در طول تاريخ چگونه بوده است كه در نهايت به اين شكل از حكومت اسلامى كه به بركت انقلاب اسلامى در ايران تحقق يافت، انجاميد؟
البته در كنار سؤالات فوق، سؤالات فرعى ديگرى نيز مطرح است؛ از جمله اين سؤال كه آيا حكومت ما صددرصد اسلامى است و همه معيارهاى اسلامى و مقوّمات حكومت اسلامى را دارد؟ در صورت برخوردار بودن اين حكومت از مقوّمات حكومت اسلامى، آيا به رسالت‌ها و وظايف خود پرداخته است و ارزش‌ها را دقيقا رعايت كرده است؟ همچنين اين حكومت چه كمبودها و كاستى‌هايى دارد؟

۷٫ روش‌شناسى بحث نظريه سياسى اسلام
متد و شيوه بحث تعقّلى دست كم به دو شيوه قابل تقسيم است: ۱ـ شيوه جدلى، ۲ـ شيوه برهانى. وقتى ما با كسى وارد بحث و گفتگو مى‌شويم و مى‌خواهيم موضوعى را از لحاظ عقلى بررسى كنيم، يك وقت ما و رقيبان بر يك سلسله اصول و مقدّماتى اتفاق داريم و بر اساس مقبولات و اصول و مبانى مشترك و مورد پذيرشمان بحث مى‌كنيم تا به مطلب مجهولى دست يابيم.
گرچه شيوه بحث برهانى مقدّس، متقن و محترم است، اما براى ارائه آن بايد از مسائل بسيارى از علوم مدد جست و گذشته از اين كه كمتر كسى بر مجموعه علوم اشراف دارد و متخصصان در هر علمى تنها به مجموعه محدودى از مسائل مى‌توانند برسند، كارى است طاقت‌فرسا و براى بررسى تك‌تك مسائل با اين شيوه ساليانى متمادى بايد وقت صرف كرد. از اين جهت تنها در مواردى كه امكان ارائه براهين ساده و غير پيچيده و كم دامنه وجود دارد، به شيوه برهانى تمسّك مى‌جوييم و در ساير موارد به شيوه جدلى بحث مى‌كنيم. چه اين كه شيوه جدلى مناسب‌ترين روش و در واقع راه ميانبرى است براى رسيدن به هدف و نتيجه و شيوه‌اى است فراگير و عمومى براى اقناع ديگران كه خداوند متعال در جاى جاى قرآن از آن در جهت اقناع خصم و ارائه حجّت‌هاى محكم و استوار خويش بهره گرفته است و ما را نيز دعوت كرده است كه با همين شيوه با ديگران بحث و گفتگو كنيم:
«أُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَؤْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ …»(۱)

با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنها به روشى كه نيكوتراست، به بحث و جدل بپرداز.
۱٫ نحل/ ۱۲۵٫
﴿ نظریه سیاسی اسلام/ مصباح یزدی/صفحه ۳۲ ﴾

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
مطالب بیشتر از این نویسنده عبدالله
بارگذاری بیشتر در اندیشه های سیاسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

دیدگاه اجتماعی قرآن برای جامعه آرمانی

استنباط و ترسیم جامعه آرمانی قرآن از آیات بسیاری امکان پذیر است. زیرا: اولا: قرآن، دارای…